حالگیری !
آوریل 27, 2009 at 12:54 ق.ظ | In روزمره گی, ورزش | 22 Commentsآقای گلی که شما باشی من بد جوری به تیم استقلال علاقه داشتم !!!حالا با این بازی آخر دیگه علاقه مند شدم در حد عشق !!!طرفدار پرسپولیس باشی ، مشهدی هم باشی ، اتفاقا از بین دو تیم مشهدی بیشتر طرفدار پیام باشی بعد تیم استقلال بیاید و در یک بازی همه اینا رو با هم دیگه بفرسته به خاطرات خوبت !!!من که بعد از رفتن “افشین مورینیو” از قهرمانی پرسپولیس کاملا نا امید شدم .حالا استقلال اومد و قهرمان شد . مبارکش باشه البته! ولی خوبه همه نون بازوشون رو بخورن ! والا ! این یعنی چی که دنبال این می رن که یه تیم دیگه یکی دیگه رو بزنه تا شاید تیری به تخته بخوره و بله !بگن قهرمان شدیم ! حالا ما که بخیل نیستیم .قهرمان شدن دیگه ! ولی رفتن پیام به دسته یک خیلی بد بود .الهی که به حق پنج تن …..آره و اینا !
با محمد رفتیم بیرون .هنوز نرسیده بودم به محمد که این استقلالی ها ماشین ها و موتورهاشونو راه انداخته بودن تو خیابونها ! مخصوصا صنف نیسان داران !البت ما که نفهمیدیم دیگه چرا لنگی ها شونو سوراخ سوراخ کرده بودن ! :دی …خوش به حال لنگی فروشها !با محمد که راه می رفتیم یاد اردیبهشت پارسال افتادیم . فک کنم 28 اردیبهشت بود . همون روزی که با افشین امپراشیر قهرمان شدیم ! آی حالی داد ! حالی داد ! حالا هم استقلالی ها همچین خوشحال بودن و دوپس دوپس راه انداخته بودن که انگار چی شده! بنده خداها قهرمانی ندیده ان دیگه ! ما هم گفتیم بذار دلشون خوش باشه ! کسیکه نون بازوشو نمی خوره هم بالاخره دل داره ! الهییییی !
یه خرده که گذشت باز انگار شهر شکل نظامی به خودش گرفت !اگه کسی از همه جا بیخبر وارد شهر می شد فک می کرد حکما جنگی یا چیزی تو همین مایه ها راه افتاده که این همه ماشین پلیس تو شهر مستقر شدن !هنوز نمی فهمم چرا وقتی بهانه شادی مهیا می شه شهر، شکل انتظامی به خودش می گیره ؟! اونم یک شادی خودجوش ! نه از جایی هماهنگی شده و نه قراره کار دیگه ای جز شادی و هیاهو بشه ! حالا گیرم که امسال استقلالی ها اومده بودن که روی ما پرسپولیسی ها رو با این هیاهوها کم کنن ! ما که عمرا رومون کم نمی شه ولی پارسال عین همین کارها روشایدم بدترشو سر پرسپولیسی ها هم در آوردن و این قصه سر دراز دارد . با محمد که صحبت می کردم از این وضع داشتم گله می کردم که یکی از استقلالی ها شنید و گفت “نیروی افتضاحی “! اون گفت ها ! و گرنه من به نیروی بسیار بسیارمحترم انتظامی کمتر از گل نمی گم ! ماهه به جون خودم !اصلا یکی یه دونه اس اونم واسه نمونه اس !
حالا بعد از این قضایا خیلی خوشحال! بودم که موقع رفتن به خونه سوارتاکسیای شدم که آوازی رو گذاشته بود که هرچی غم و غصه تو عالم بود و نبود تا رسیدن به مقصد اومد تو ذهنم ! اینم از روز قهرمانی استقلال بود دیگه ! همین جور خوشی می بارید از زمین و آسمون !
××××××××××××××
بیشتر این یادداشت شوخی بود .مبارک استقلالی ها باشه این قهرمانی .فقط حیف که تعدادشون انقده کمه که آدم می مونه به کی تبریک بگه!آخه الان که فک می کنم می بینم بیشتر طرفداراش مربوط می شن به عصر پارینه سنگی !حالا شاید تک و توکی هم …….حالا بی خیال !مبارک باشه دیگه !
×××
یادداشت پارسال من درباره قهرمانی پرسپولیس:
عنوان ندارد !
مارس 31, 2009 at 12:27 ق.ظ | In جامعه, ورزش | 24 Commentsفکر می کردم بعد از آن شب لعنتی باخت به بحرین دیگر شبی به آن تلخی در فوتبال ملی نخواهم دید .دو روزی هست که احساس می کنم تحقیر شدیم . خیلی بیشتر از شب باخت به بحرین . نمی خواستم از فوتبال بگویم .قصه این روزها اما فقط قصه فوتبال و باخت فوتبالی نیست که اگر فقط باخت فوتبالی بود آنقدرها هم غصه نمی آورد ! این دو روز آنقدر خبرهای تحقیر کننده می شنوم که بیشتر از قبل ناراحت می شوم .خبرهایی که بدتر از نتیجه بازی ناراحتم می کند . خبرهایی که خودمان باعثش بودیم .
آمدن آقای رئیس جمهور به ورزشگاه و نشان دادن مکرر ایشان بعد از گل ایران و دست و بال زدن ایشان را_در خوش بینانه ترین حالت _ می گذارم به حساب آنکه تصور می شد به تصویر کشیدن ایشان باعث برانگیختن احساسات در ورزشگاه می شود! که البته نشد .این آمدن و رفتن های مسئولان مملکت چندان اهمیتی ندارد . همه از این کارها می کنند . حالا با هر قصد و غرضی ! مهم نیست ! یک چیز را اما نفهمیدم . نه آن موقع فهمیدم و نه بعدش . چرا بعد از زدن گل ایران تلویزیونِ فهمیده(!)ما صاف رفت سراغ پرچمی که بر رویش نوشته بود ” علی ولی الله ” !هنوز که هنوز است معنای این کار را نمی فهمم !یعنی می خواستند به اعراب بگویند : دیدید پوزتان خورد ؟! دیدید ما از نظر مذهبی سر تریم ؟! …واقعا چه در مخیله آقایان می گذشت ؟یعنی یک نفر پیدا نشد که بگوید فوتبال را بگذارید “فوتبال” بماند !حالا چه ببریم چه ببازیم ! فوتبال که دیگر محل منازعه و پیش کشیدن اختلافات مذهبی نیست . بله ! “علی ولی الله ” ! شکی نیست . ولی چرا با فوتبال می خواهند ثابتش کنند ؟!یعنی اینها از یک جنسند ؟کاری کردند که بعد از بازی گزارشگران عرب هم بگویند ” الله مََعَنا ” !آنها هم البته اشتباه می کنند و کردند !گفتند این برد نتیجه قدرت برتر سیاسی و مذهبی آنها بوده ! ببین چه شدیک مسابقه فوتبال !فوتبالی را که گره زدند به مقدس ترین اعتقادات مذهبی با باختش غرورمان را اینگونه شکست و اعتقاداتمان را هم !غصه خوردم . گزارشگر عرب که می گفت :”در سرزمین فارس ها اسب های عرب می درخشند ” !انگار قرار بود نتیجه همه منازعات تاریخی، سیاسی و مذهبی با یک مسابقه فوتبال مشخص شود ! زهی تاسف !زهی ناباوری !زهی عقب ماندگی !
***
مردم جالبی هستیم کلا” ! بعد از گل ایران “علی دایی” شده بود اسطوره و بعد از گل دومی که ایران خورد تا سرحد منفورترین چهره روی زمین به زیر کشیده شد . چقدر احساسی هستیم . فرقی نمی کند کجا ! فوتبال فقط بهانه ای است برای درک کردن شکل رفتارهایمان !خوبی فوتبال این است که این رفتارها را عریان و بی پرده نشان می دهد .طرفدار علی دایی نبودم و نیستم . موقع باختها و شکست ها دنبال یک نفر هستیم که تمام کاسه و کوزه ها را بر سرش بشکنیم و بی لیاقتی خودمان را پشت آن بدبخت قایم کنیم .این بار قرعه به نام علی دایی نگون بخت افتاد .خیلی خوب و راحت می توانیم یک نفر را از اوج به حضیض برسانیم !نه اینکه بخواهم از علی دایی مظلومی بسازم که چون مظلوم است باید ازش دفاع شود . نه ! اصلا هم اعتقاد ندارم که باید از علی دایی دفاع کرد. حرف چیز دیگری است ! مشکلی تاریخی است اینها ! مشکل ،دیدن فقط صفر و صد ازمیان ارقام است ! به گاه پیروزی های احتمالی اما همه سعی می کنند که آنها را نتیجه مدیریت و لیاقت خودشان بدانند و نمایش دهند که دیدید چقدر ما کارمان درست است ! چقدر حالیمان می شود !همه را هم یک تنه انجام دادیم !یک تنه !باز هم فرقی نمی کند کجا !ورزش باشد یا جای دیگر !
مردم جالبی هستیم کلا” !
نامردی!
ژانویه 20, 2009 at 2:51 ق.ظ | In حرف دلم, ورزش | 7 Commentsمدتهاست که دیگر حال و حوصله نگاه کردن فوتبال را ندارم .یعنی دست کم نسبت به قبل تر ها .وقتی نوجوان بودم تلویزیون فوتبالهای عهد دقیانوس را به خوردمان می داد و من هم که فقط برایم خود فوتبال مهم بود نگاهشان می کردم .شبکه 3 که راه افتاد ساعت 11 شب برنامه گزارش ورزشی پخش می شد و معمولا هم فوتبال بود .فوتبالهایی که آدم را بیشتر با نامهای گذشتگان فسیل شده آشنا می کرد .اما به هر حال فوتبال بود و برای من که آن روزها فوتبال بخش مهمی از زندگی ام بود دیدنش از نان شب واجب تر.
سال 76 و آن روز رویایی آذر ماه بهترین خاطره این فوتبال دیدنها بوده و احتمالا خواهد بود .بعد از جام جهانی 98 فرانسه آرام آرام علاقه ام به دیدن فوتبال کم شد.سال 77 یا 78 بود که تبلیغات برنامه 90 از تلویزیون پخش شد.برنامه ای که قرار بود همه آنچه در یک هفته در فوتبال این مملکت اتفاق افتاده نمایش دهد . آن روزها زمانی بود که دیگر دلیلی و حتی حوصله ای برای فوتبال نگاه کردن نداشتم اما علاقه ام به خبردار بودن از آنچه در فوتبال می گذشت همچنان باقی بود.دیدن یک بار برنامه 90 کافی بود برای اینکه تا امروز مشتری اش باشم .این تنها برنامه تلویزیون بوده که نگاهش کرده ام همیشه !شاید از اولین برنامه 90 تا امروز تنها پانزده یا بیست برنامه اش را ندیده باشم .معامله خوبی بود برای من .اینکه فوتبالی رانگاه نکنم و با دیدن یک برنامه اما همه آنچه دریک هفته در فوتبال گذشته دستم بیاید .
تمام این سالها برنامه 90 جنجالی بود که جنجال بخشی از جذابیتهای فوتبال است . زندگی هم همین طور است. جنجال دارد دیگر . حالا جنجال می تواند خوب باشد یا بد .اصلا جنجال می تواند بر سر روشن شدن حقیقت باشد .آن برنامه رویایی نود بین “صفایی فراهانی ” و مسئولین !سازمان تربیت بدنی برای همه کسانیکه نود را می بینند خاطره انگیز شد. شبی که برنامه نود تا دمدمای صبح به درازا کشید .به گمانم تا2:20 .
این سه هفته هفته های سختی بود برای همه کسانیکه نود را می شناسند و می بینند. نود روال طبیعی و همیشگی خودش را داشت . کنایه ها و تیکه های فردوسی پور مساله جدیدی نبوده . تا 90 بوده این نیش و کنایه ها هم بوده . که عموما هم بر حق بودند .برنامه دو هفته پیش نود مگر چه بود جز نیشخند درست و معنا داری درباره انتخاب فدراسیون بی نظم و بی حساب و کتاب فوتبال به عنوان بهترین فدراسیون سال آسیا !!!گفتن واقعیتی که برای اکثریت طرفداران نود رو و آشکاراست، می شود “مخالفت با نظام” ؟!…یا گفتگوی تلفنی با سخنگوی سازمان تربیت بدنی و مشخص شدن نقاط ضعف برنامه های سازمان تربیت بدنی “پایمال کردن ارزشهاست ” ؟!این سخنگو همانی بود که در شب گفتگوی “صفایی فرهانی” برای همه دوستداران نود شناخته شد ….این چه حکایتی است دیگر ؟!گویی در اینجا هر چه بگویی بر مدار سیاست تفسیر می شود .فوتبالمان هم سیاسی شد . زندگیمان هم،علایقمان هم، همه سیاسی شد .
بعد از آن دو هفته جنجالی ،موج حمایت از نود بین طرفداران برنامه شروع شد.اوج این حمایت در برنامه هفته قبل بود.وقتی که آمار مسابقه اس ام اس نود به بیش از یک و نیم میلیون اس ام اس رسید .پاسخ معنا داری بود به گمانم .آن هم بین برنامه های تلویزیونی که خودشان را بکشند به 100 هزار اس ام اس هم نمی رسند !
ظرف هفته ای که به این دوشنبه منتهی شد مسئولین! سازمان تربیت بدنی _که شباهت و پیوند معنا داری با رئیس خود دارند_با متهم کردن برنامه نود به “تضعیف نظام” به طور کامل نود را تحریم کردند .دیدن چهره فردوسی پور در برنامه امشب خود گویای همه چیز بود . فضای سرد برنامه .به قول مجری برنامه “همه فعلهایمان ماضی شد”.سردترین و کوتاه ترین برنامه این سالهای 90. مسابقه اس ام اس را هم تعطیل کردند. آقای مخابرات دستت درد نکند. خیلی نامردی بود . آنقدر دلم گرفت که با وجود یک خروار درس و امتحان اینها را نوشتم تا کمی خالی شوم . آرام که نمی شوم .این حکایتها هم باقی است !
واینک…قهرمانی!
می 18, 2008 at 12:40 ق.ظ | In جامعه, روزمره گی, ورزش | 29 Commentsبعد از 8 آذر 1376 باور نمی کردم باز هم روزی برسه که به شکل وحشتناکی هیجان زده بشم و از فرط خوشحالی هوس داد زدن کنم !…مدتها بود که فوتبال و پرسپولیس برام تبدیل شده بود به یه مسئله عادی!نه اینکه بی خبر باشم…اما دیگه خیلی هم برام اهمیت نداشت! حتی چندان هم نگاه نمی کردم بازی ها رو !بیشتر اخبار بازی ها رو دنبال می کردم و حداکثر برنامه 90 ! اما این دو سه هفته آخر بد جوری جالب انگیزناک شده بود و امروز که آتشفشان قرمز بود !…یک روز بی نظیر ! فوق العاده ! می دونم که قابل مقایسه نیست ولی واقعا احساسی که امروز از خوشحالی و هیجان داشتم چیزی بود تو مایه های 8 آذر 76 !
***
با همه این اوصاف پرسپولس دنیزلی زیباتر از اینها بازی می کرد و موقعیت های بیشتری هم داشت ! اما پرسپولیس قطبی قهرمان شد و همین کافیه که بگیم این یکی موفق تر بوده …افشین قطبی بدون تردید جدای از مسایل فنی فوتبال یه پدیده اس تو فوتبال و حتی فرهنگ ما !کسیکه اوایل حضورش تو ایران مساوی بود با بهت و تحیرش از رفتارهای حاکم بر فرهنگ ما ! قطبی جایی اومده بود که وقتی فقط با دو نفر جلسه خصوصی ! می ذاشت کمتر از 5 دقیقه بعدش حرفهای خصوصیش رو می تونست تو روزنامه ها بخونه !و جایی که احیانا اگه دروغ گفته نشه روزها به شب نمی رسه !اگه زیرآب همدیگه رو نزنن اصلا انگار هیچ کار مثبتی انجام ندادن ! و برای پاسخ دادن به این بهت و حیرت کافی بود که بگه باید بیشتر تو این فرهنگ باشه که این مسایل رو درک کنه !گمونم امروز کمی به درک این فرهنگ نزدیکتر شده ! کاش کمی هم دیگران به قطبی نزدیک شده باشن تو این یه فصل !
***
بعد از قهرمانی فوق العاده و قابل تحسین پرسپولیس، مردمی بودن که ریختن تو خیابونها تا این خوشحالی رو جشن بگیرن! اما ..خودم با وجود اینکه امتحان داشتم رفتم بیرون ! جمعیت نسبتا زیادی بیرون اومده بودن و کاروانهای موتوری که شکل گرفته بود با هیاهویی پر از شادی! مردمی که با کوچکترین چیزها هم به این بزرگی شادی می کنن !..اما روی دیگه سکه حاکم شدن فضای “نظامی” بر شهر بود ! توگویی شورشی در شهر به پا شده و پلیس! در قامت “نظم دهنده” وارد صحنه شده تا این هیاهو اوج نگیره ! اطرافم را که نگاه کردم پر بود از نیروهای انتظامی و سربازهایی که معروف به ضد شورش هستن با تجهیزات ترسناکی که به همراه داشتن.مبادا این خوشحالی جایی ساکن بماند و جمعیت بیشتر شود!پلیس قرار بود در این شادی سهیم باشد یا برهم بزند این روز رویایی را ؟!حداقل برای هواداران پرسپولیس ! آزادی برای شادی کردن که دیگر به جایی بر نمی خورد آقای پلیس !
چند نفری که به زحمت به ده نفر می رسیدند جایی ایستاده بودند و من که از دورتر نظاره گر بودم ! آقای پلیس آمد و هشداری داد در مورد ایستادنشان !می دانستم اگر حرفی بزنند باید تاوان سختی بدهند ! همه می دانستند …پس بی چون وچرا گذر کردند !مبادا این خوشحالی جایی ساکن بماند !
***
مردم اما کار خودشان را می کنند..باز هم می شد صدای خوشحالی ها را شنید …صدای دوپس دوپس و صدای شیپورها و بوقهای ورزشی که از گوشه و کنار شنیده می شد …دلمان خوش شده بود به این قهرمانی ! همه هواداران پرسپولس ! از هر سنی که فکرش را بکنی…همه خوشحال بودند…با همه حرف و حدیثهایش روز خوبی بود …و باز هم این فوتبال بود که این همه هیجان خلق می کرد…و روز خوبی را اضافه کرد به روزهایم .
وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.

