اکتبر 13, 2009 at 10:00 ق.ظ | In حرف دلم | 14 Comments
فضای خوابگاه و تختهایی که یکی بر دیگری قرار گرفته آدم را گاهی یاد تصاویری که از زندان دیده می اندازد !
چهره محمد قوچانی ، احمد زیدآبادی ، دکتر رمضان زاده ، صفایی فراهانی و… در ذهنم نقش می بندد و بعد با تصور آنچه بر آنها به سختی می گذرد از مقایسه زندان و خوابگاه خنده ام می گیرد.
ساعت تشکیل کلاس دکتر رمضان زاده هنوز روی بورد مانده.کلاسی که هرگز تشکیل نخواهد شد.
این چند شب کمتر شبی بوده که موقع خوابیدن یاد آزادگان دربند نیفتاده باشم !
_____________________
اینترنت مفتی که آدم داشته باشه همین جور دلش می خواد بیاد و بالاخره یه خرده از گرد و خاک اینجا رو بگیره !!دلم می خواد حرفهای دیگه ای اینجا زده بشه ولی کاش می شد !
____________________
پروردگارا/گریه مکن/درست می شود…
14 دیدگاه »
خوراک RSS دیدگاههای این نوشته. شناسهی دنبالک
دیدگاهتان را بنویسید:
وبنوشت در وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.


اوللللللللللللللللللللللللللللللللللل
مثل اینکه خوابگاهتون خیلی خوبه که از مقایسه اش با زندان خندت گرفته …
بچه های اینجا که همه تقریبا می نالن و میگن عین اوینه….
راستی !مرسی کامنت
دیدگاه با مسالینا — اکتبر 13, 2009 #
سلام
اول اينكه منزل نو مبارك.
يه زماني بدم نمي اومد برم شهرستان درس بخونم. فقط هم به خاطر خوابگاه هش. ولي بد از آشنا شدن با وضعيت بچه هاي خوابگاهي چه داخل خوابگاه چه بيرون به كلي زده شدم. البته فكر نكني خواستم انرژي منفي بدم ها.
**************
اميدوارم همشون آزاد بشن
دیدگاه با فاطمه رسولی — اکتبر 13, 2009 #
سلام
فکر کنم 6 سال پیش بود که موقعیتی بود چند شبی رو در خوابگاه دانشجویی بگذرونم
اون شب بعد از روبه رو شدن با تخت های خوابگاه یادمه به اطرافیان گفتم این اگه خوبگاه دانشجوییه ، پس توی اوین چه خبره!!
…………
دکتر رمضان زاده! پسرش همکلاسی برادرم است و مادرش مثل اغلب وابستگان زندانی ها،صبور است و پر غرور!
4 ماه گذشته! خدا یاری کند!
دیدگاه با hovamaakom — اکتبر 14, 2009 #
راستی امیدوارم توی این کشور ما! لحظات خوبی رو بگذرونید!
یا حق
دیدگاه با hovamaakom — اکتبر 14, 2009 #
سلام
الان يعني خوابگاهي شدين؟!يعني ارشد و اين حرفها؟! خوووووووووووووش به حالتون! ما كه مونديم پشت درهاي بسته كنكور.
پس يه شيريني و اين حرفها طلب ما. حالا چه طور بخواين ادا بكنيدش گردن خودتون. مي تونيد يه پست شاد بذاريد. مي تونيد؟! كم كم دارم از توانايي هاي شما نا اميد ميشم!!!:دي
من كلا قصد داشتم به دوستان عزيز و خانواده و اين حرفها ناهار بدم از اين جنبه خوشبختانه(!) قبول نشدم و موجودي كيفم حفظ شد.الان يه آبكون بدجنسي اينجا لازم داره.
دیدگاه با يكي مثل من — اکتبر 15, 2009 #
سلام
پس اینترنت مفتی باعث شد آپ کنید….خدا زیادش کنه ننه!
مادر قدر همون خوابگاه رو بدون….جوونهای مردم آرزو دارند دانشگاه قبول بشن….
اما اوین یه چیز دیگه است….خدا کمکشون کنه
دیدگاه با سپیده — اکتبر 16, 2009 #
سلام
حال شما خوبه ؟ خوش می گذره ؟!
……….
ساعت تشکیل کلاس دکتر رمضان زاده هنوز روی بورد مانده.کلاسی که هرگز تشکیل
نخواهد شد.
نمی دونم چرا با خوندن این جمله، تو دلم رخت میشورن. من اگه به جای شما بودم
سعی می کردم از بغل اون بورد رد نشم یا اگه شدم چشمامو ببندم.
ایشالله روزهای خوبی داشته باشین.
دیدگاه با said! — اکتبر 18, 2009 #
سلام بر داداش خوبم علي عزيز
مي آيم كه بگويم به يادتم هميشه ي هميشه
خوشحالم كه گاهي مينويسي ولو با اينترنت مفتي
چشم اميد به آمدن روزهاي سبز در ايران عزيز را داريم
شادي و سلامتي و آرامشت بينهايت
ارادتمندم
در پناه دوست باشي
دیدگاه با نيلوفرانه — اکتبر 18, 2009 #
baleh !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دیدگاه با ziba — اکتبر 19, 2009 #
baleh !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ghose nakhorin. in hale shoma bar asare turshie ziyadie ke bad az khabare ghaboolitun shenidin.ke onam bar asare felo enfealatie ke dar estelahe pezashkish behesh migan(khoshie ziyad ke zire del mizane) davatoon pishe mane. kasi aragh nana nadare?
دیدگاه با ziba — اکتبر 19, 2009 #
فقط ارزوها وهدفهای بزرگ باعث می شود انسان ان محیطها را تحمل کند خصوصا انفرادی گفتن کی باشد مانند دیدن!!!!
دیدگاه با ازادی — اکتبر 20, 2009 #
سلام
چرا اینجا هیچ کس آپ نمی کنه؟
دیدگاه با موج — اکتبر 27, 2009 #
سلام…. خوب هستین؟
به شهر ما عادت کردین؟!
اینجا که حسابی گردوخاک همه چیز رو گرفته!!!….پس اینترنت مفتی هم
نتونست کاری کنه؟؟!!
مثل اینکه تولد امام رضا(ع)ست ها؟!!! ما از شما توقع یه پست خیلی قشنگ داریم.
دیدگاه با said! — اکتبر 28, 2009 #
سلام
کلا قید آپ رو هم زدی دیگه!
دیدگاه با medico — اکتبر 29, 2009 #