مستضعفان علیه مستکبران !

سپتامبر 17, 2009 at 1:27 ق.ظ | In حرف دلم | 21 Comments

برای نسل ما دیدن تصاویر و یا شنیدن خبرهایی درباره ظلمی که به “فلسطین” می شود تکراری است . تکراری است اما هیچ گاه از درد آن کاسته نمی شود . هر سال که می گذرد یک سال به مظلومیت “فلسطین” افزوده می شود. عجیب است که در این تقابل ظالمانه دسته ای بی پناه و بی سلاحند و آن دیگری سرتاپا مسلح و بی رحم !جنگ غزه که به راه افتاد خنده ام می گرفت از شنیدن نام “جنگ” ! تا آنجا که من می فهمم جنگ بین دو دسته ای است که با ابزار نظامی زورآزمایی می کنند تا شاید این گونه یکی بر دیگری غلبه کند . اما آنچه در غزه اتفاق افتاد هرگز اینگونه نبود. اینکه به آن “جنگ “می گفتند بیشتر شبیه جوک بود. شوخی بود.

همیشه آرزو می کردم کسی در “فلسطین” کشته نشود . آدمهای این گوشه از زمین هم حق صلح، حق آزادی، حق تعیین سرنوشت و اصلا “حق حیات ” داشته باشند .آرزو داشتم که مردم مظلوم آنجا به دور از منازعات سیاسی دولتها که هریک به نوعی منافع خود را در آنجا دنبال می کنند بتوانند برای خودشان تصمیم بگیرند.هیچ دولتی آنجا را وجه المنازعه خود با دیگران نکند. هیچ دولتی نخواهد از برافروختن آتش در آنجا منافع خود را به دست آورد. همه، همه اجازه دهند فلسطین آن طوری که هست خود را بنمایاند . اینها همه آرزوهای من برای فلسطین بودند و هستند.همیشه فکر می کردم اگر فلسطین آنطور که هست شناخته شود هیچ انسان آزاده ای نمی تواند از رنجی که بر مردم آنجا -به ناحق-روا می شود رنج نبرد.فکرها و آرزوهایی که البته همچنان در همان حد باقی مانده اند .

به دولتهای حامی فلسطینیان که نگاه می کنم دردم می گیرد . دولتهایی که عموما (اگر نگویم همه)دولتهایی ظالم و مردم ستیز و قدرت پرستند .بعد از خود می پرسم آیا این دولتها در دفاعی که به ظاهر از فلسطین می کنند صادقند ؟ اگر صادقند پس این همه ظلم و مردم ستیزی در درون قلمرو خود آنها چه چیزی را نشان می دهد ؟!فقط می شودخنده تلخی کرد.

فلسطین مظلوم است .روزگاری در دهه پنجاه و شصت میلادی دفاع از فلسطین نوعی ژست روشنفکری بود. واقعیت این است که دفاع از فلسطین نه یک ژست اسلامی ، نه یک ادای روشنفکری بلکه ضرورتی انسانی است . همانطور که هر سرزمین دیگری که بر مردم آنجا ظلم و ستمی روا شود مظلومند و شایسته حمایت و همدردی . مردم مظلوم در همه جا بی پناه و بی سلاحند . تفاوتی نمی کند در فلسطین باشند، یا چین، یا عراق، یا همین نزدیکتر ها !فلسطین به خودی خود موضوع و مساله نبوده و نیست. آنچه برای من اهمیت داشته و دارد فریاد برآوردن بر علیه ظلم است .”تفنگت را زمین بگذار” تفاوتی نمی کند در کجا فریاد زده شود ! هر جایی که ظلم باشد می شود خواند که ” اگر جان را خدا داده است /چرا باید تو بستانی؟”! چه تفاوتی دارد کجای این زمین کوچک چنین اتفاقی بیفتد ؟! نمی شود کسی مخالف ظلم باشد اما آنرا تقلیل دهد به حد و مرز مشخصی ! چه مقابله با ظلم حدود و ثغوری ندارد !کسی هم که می گوید نسبت به آنچه در فلسطین می گذرد دلش خون شده اما در جای دیگر بر خلاف آنچه ادعا دارد عمل می کند صادق نیست !هرگز صادق نیست ! حتی در دفاع از فلسطین هم صادق نیست .دردم می گیرد از این همه دوگانگی و بلکه صدگانگی !

امام خمینی به روشنی و درستی روز قدس را این گونه ترسیم می کند: “ روز قدس روزی نیست که فقط اختصاص به قدس داشته باشد،روز مقابله مستضعفین با مستکبرین است

ما ایمان داریم به روزی که مستضعفان وارث این زمین خواهند بود و استکبار در تمام وجوه آن دیگر دیده نخواهد شد. به امید آن روز و در مقابله با مستکبران از هرنوع آن روان خواهیم بود .

وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.