فریاد!

آگوست 22, 2009 at 3:04 ب.ظ | In آه مظلوم | 16 Comments

یاد حرف یکی از دوستان افتادم که ظاهرا  معتقد بود برای اثبات ادعا  خوب است  که کسی باتوم هم بخورد ! حالا من که باتوم را به جسمم که نه ولی به روح و آینده ام زدند خیالم راحت شده !خیالم راحت شد که من هم در امان نماندم ! منتظر می مانم  تا چند روز آینده،عمق آنرا هم بفهمم که تا کجاها کشیده خواهد شد ! تا اینجا که ترکشهای مهرورزی “نظام ولایی” دلم را ویران کرده !

خدایا! بابت این ظلم آشکار تو را شکر گویم یا شکوه کنم ؟!

الهی و ربی من لی غیرک ؟!

فریاد رسی می خواهم !

______________________

پروردگارا/گریه مکن/درست می شود…

آن “ویرانه” آغاز و این “ننگ” آخر !

آگوست 17, 2009 at 12:40 ق.ظ | In از دیگران, خاطرات | 10 Comments

آقای وحید خراسانی از مراجع صاحب اعتباری است که مجلس درسش در مسجد اعظم قم همیشه پر است و شلوغ .دو سه سال پیش شنیدم شیخ صادق لاریجانی داماد آقای وحید است.قاعدتا در زمانه ای ،شیخ صادق ،داماد آقای وحید شده  که حضوری در قدرت نداشته است .چه اینکه آقای وحید چندان رابطه ای با حاکمان ندارد و کمابیش در قم معروف شده است به مراجعی که در سکوتند. تا جایی که من می دانم آقای خاتمی  تنها رئیس جمهوری است که با آقای وحید در سالهای اولیه ریاست جمهوری اش صحبت کرد. دیداری که محمد علی ابطحی می گوید دو نفری به اتاقی رفتند و خصوصی صحبت کردند و در حالی بیرون آمدند که چشمهای هر دو نفر پر از اشک بود .آقای خاتمی در بازگشت به تهران و در جلسه هیات دولت پیشنهاد تعطیلی سوم جمادی الثانی را داد و تصویب شد . آقای وحید به همراه مرجع بزرگِ از دست رفته -آمیرزا جواد آقا تبریزی- همت بسیاری به خرج دادند برای هر چه بیشتر زنده کردن بزرگداشت شهادت حضرت زهرا .آنطور که آقای ابطحی نقل کرده آقای وحید پیشنهاد تعطیلی سوم جمادی الثانی را داده بودند .

در نقل قولی که منسوب به آقای وحید است گفته شده که ایشان به شیخ صادق درباره نسبت “رئیس قوه قضائیه” و “آخرت” هشدار داده اند .ریاستی که برای هاشمی شاهرودی به پایان رسید .هاشمی شاهرودی در بدو ریاست به گفته خودش “ویرانه” تحویل گرفت و در خاتمه اش دادگاهی را برگزار کرد که به گفته آیت الله مصطفی محقق داماد از قول یکی از مراجع “باعث ننگ قضای اسلامی ” بود و هست . آن ویرانه آغاز و این “ننگ ” آخر ! در قم هاشمی شاهرودی از مرتبت علمی قابل توجهی برخوداراست .و انصافا هم از شاگرد آیت الله محمد باقر صدر جز این انتظاری نبود ونیست . باری !در طول دوران ریاست هاشمی شاهرودی دو هاشمی شاهرودی  نمود داشت . یکی با همان انتظاراتی که از آدم فاضلی چون او انتظار می رفت .با گفتاری عالمانه. و یکی هم رئیسی که گویی قدرتی نداشت یا اگر داشت از خود سلب مسئولیت می کرد !با سکوتی دردناک !

حالا شیخ صادق لاریجانی می خواهد جای هاشمی شاهرودی را بگیرد .شیخ صادق هرگز به لحاظ علمی در قم به جایگاه هاشمی شاهرودی نمی رسد . آقای هاشمی شاهرودی به عنوان فقیهی عالم در قم مورد احترام است . اما شیخ صادق هرگز اینگونه نبوده . گو اینکه شیخ صادق را به “فلسفه ” خاصه “فلسفه اخلاق” و “اصول فقه” می شناسند اما به عنوان “فقیه” کمتر شهرت دارد .آقای هاشمی شاهرودی با آن جایگاه به “ننگِ ” خاتم ، خاتمت بخشید به ریاستش و شیخ صادق اما با این جایگاه علمی،  چه خواهد کرد ؟! بی جهت نیست که در نقل قولی منسوب به آقای وحید به او درباره این ریاست، زنهار داده شده است !

__________________________

در نقل قولی موثق شنیدم که در زمانه آقای خاتمی وقتی قرار شده که وزیر زن انتخاب کنند از جاهای مختلف پیغام فرستاده شده که “جواب حضرت زهرا را چه خواهد داد ؟”….آقای خاتمی هم دست نگه داشته !

__________________________

پروردگارا ! این گریه های گاه و بیگاه کی تمام می شود آخر ؟!

__________________________

پروردگارا/گریه مکن/درست می شود…

بی ربط یا با ربط !

آگوست 3, 2009 at 1:19 ق.ظ | In تاریخ | 12 Comments

-سال 1327 پهلوی دوم ترور شد.(ساختگی یا واقعی)بعد از آن حزب توده غیرقانونی اعلام شد و حال سران آنرا جا آوردند.اواخر مرداد 1332 آغاز برخورد با جبهه ملی شد.بعد از آن مصدق محاکمه شد و نزدیکترین یار او،حسین فاطمی، اعدام شد.

تجربه تاریخی ما می گوید گویی احزاب و تشکلها در نظر حاکمان،موی دماغ بوده اند. چرا ؟ چون توده های مردم منفردا و مستقلا قدرتی در برابر قدرت حاکم محسوب نمی شوند. همین توده ها اما زمانی که متشکل می شوند، سازمان می یابند و منسجم می شوند صاحب قدرت می شوند در جامعه مدنی و این ظاهرا چندان مقبول طبع حاکمان نیست .

-بعضی از کتابهایی که درباره تحولات سالهای 20 تا 57 نوشته شده را خوانده ام .هر کدام از آنها به انتخابات مجلس ملی سابق که می رسندفصل مشترکشان تاکید بر “تقلب” است . و درست هم ظاهرا می گویند.فضای اجتماعی آن سالها را که در نظر می گیرم و بعد نگاهی به نمایندگان منتخب می اندازم ،”تقلب” برایم مقبول می شود. قرار هم نیست در ادعای “تقلب”،آنها سند بیاورند. این طرف مقابل است که باید  “امانتداری” اش را اثبات کند و رژیم سابق در اثبات آن درمی ماند .

-گروههای حاضر در انقلاب 57 متنوع و گونه گون بودند. در چهار دسته می شود جایشان داد. چپ، التقاطی، لیبرال،مذهبی.هنوز زمان زیادی از انقلاب 57 نگذشته بود که بخش مهمی از چپ ها راه خود را جدا کردند.فداییان(اقلیت) و پیکاری ها عمده ترین آنها بودند. و بعدها(سال62) حزب توده هم کنار گذاشته شد .التقاطی ها تا خرداد 1360 دودل مانده بودند و بعد از آن وارد فاز نظامی شدند و به بیراهه رفتند . دولت لیبرالها(که البته به معنای دقیق لیبرال نبودند)درقالب دولت موقت ، دولت مستعجل بود و بعد از استعفای دولت موقت آرام آرام و در گذر حوادثی که بعدها رخ داد از گردونه خارج شدند .تنها طیف مذهبی باقی ماند.در اواسط دهه 60 و با ادامه اختلافات در جامعه روحانیت مبارز، با تایید امام خمینی گروهی از روحانیون با عنوان “مجمع روحانیون مبارز” انشعاب کردند .در حالیکه تا قبل از 1368 طیف “مجمع روحانیون میارز” بر سرقدرت بودند  اما پس از 1368 طیف “مجمع روحانیون مبارز”عملا وارد دوره فترت شد .1376 همه غافلگیر شدند. همه . سالهای بعد از آن و از درون همان طیف مذهبیِ آغاز انقلاب ،گروهها و احزاب دیگری نضج گرفتند…

آسیاب به نوبت .حالا نوبت آنهاست .

- انقلاب مخملی در جاهایی اتفاق افتاده که نظام حاکم در آنجا با “بحران مشروعیت ” مواجه بوده است.تاکید و ترس از انقلاب مخملی تاییدی است بر “بحران مشروعیت ” !

- جمع می شود اما چیزی حل نمی شود .

_____________________________

پروردگارا/گریه مکن/ درست می شود…

وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.