ناسازه اصلاح طلب-اصولگرا !

می 30, 2009 at 1:00 ق.ظ | In سیاست, میرحسین | 5 Comments

هرگاه “میر حسین موسوی”‌از اصلاح طلب بودن سخن گفته بی درنگ از “اصولگرایی” هم نام برده است. میر حسین خود را “اصلاح طلب-اصولگرا” می خواند .محمد باقر قالیباف هم در دوره گذشته خود را “اصولگرای اصلاح طلب” می خواند .بی شک میان اصلاح طلبی و اصولگرایی اشتراکاتی وجود دارد همچنانکه کمتر می توان یافت که دو نحله فکری یا عملی باهم متباین باشند .آنچه اما سبب تفکیک گروههای سیاسی یا نحله های فکری می شود افتراقات و تفاوتهای آنهاست . همین اختلافات است که به آنها هویتی متفاوت می دهد و طرفداران آنها را مختلف می کند .حال آیا اصلاح طلبی و اصولگرایی آنچناند که کسی می تواند خود را واجد هر دو بداند یا آنکه تفاوتهایی که دارند مبنایی و اساسی است و به ناگزیر یا اصلاح طلب خواهد بود و یا اصولگرا !

1 ) در حوزه حقوق اساسی،‌اصلاح طلبان مانند اصولگرایان اگرچه ملتزم به قانون اساسی هستند اما بعضی از اصول قانون اساسی از نظر آنان تفاسیر متفاوتی دارند . از جمله اصلاح طلبان در مورد “ولایت فقیه ” معتقد به نظریه “انتخاب ” هستند و اصولگرایان معتقد به “نصب ” ! هم از این روست که مفهوم “اقتدار گرا”‌بیش از اصولگرا توضیح دهنده معتقدین به نظریه ” نصب” است .

اصلاح طلبان معتقدنداصل 57 را نمی توان به گونه ای تفسیر کرد که گویی ولی فقیه فراتر از قانون اساسی است و اختیاراتش را در اصل 110 محصور می دانند.اصولگرایان اما اصل 57 را ناظر بر این می دانند که ولی فقیه حاکم بر قانون اساسی است و اختیاراتش در اصل 110 تمثیلی است و لذا نمی تواند منحصر به آنها باشد .

2 )در حوزه اقتصاد اصلاح طلبان حداقل به لحاظ نظری حامی بخش خصوصی هستند .مخالف نهادهای شبه دولتی هستند که در حوزه اقتصاد  قدرت بسیاری دارند و به دنبال آن هستند که  همه نهادهایی که از بودجه مملکت استفاده می کنند پاسخگو شوند .انحصاراتی را که در خارج از حوزه دولت در اختیار برخی از نهادها قرار دارد را برنمی تابند .اصولگرایان اما اگر چه خود را حامی بخش خصوصی می دانند اما با وجود لوازم خصوصی سازی که بالمآل توزیع قدرت سیاسی هم خواهد بود فعلا نمی توانند در عمل حامی بخش خصوصی بمانند .چه اتحادی منطقی برقرار است میان نهادهای شبه دولتی و اصولگرایان و طبیعتا اصولگرایان دست کم در برابر آنها سکوت می کنند و هرگز نمی توان انتظار داشت که اصولگرایان به خلاف میل آنها برایشان  برنامه ای در سربپرورانند.

3 )در حوزه فرهنگ ، اصلاح طلبان به نسبت اصولگرایان از آزادیهای بیشتری حمایت می کنند . مقایسه دوره محمد خاتمی و محمود احمدی نژاد می تواند تفاوت آنها را نشان دهد .

4 ) در حوزه سیاست ،به عنوان مثال ،اصلاح طلبان حفظ حقوق شهروندی و تاکید بر مفهوم “شهروند” را در ادبیات خود به روشنی ابراز می کنند . به دنبال تقویت  جامعه مدنی به عنوان حلقه واسط میان حکومت و مردم هستند .به آزادیهای سیاسی مثل آزادی احزاب ،‌آزادی اجتماعات و سایر آزادیهای مصرح در قانون اساسی اعتقاد دارند .اصولگرایان اما هنوز نتوانسته اند در مواجهه با این مفاهیم موضع مشخصی بگیرند .

5 ) در حوزه سیاست خارجی ، اصلاح طلبان معتقد به تنش زدایی ، استفاده از توان دیپلماتهای حرفه ای و کارکشته برای حل اختلافات با قدرتهای بزرگ هستند .اصلاح طلبان بیش از آنکه بخواهند نقش ایدئولوژی را در سیاست خارجی برجسته کنند،‌”منافع ملی” را مورد توجه قرار می دهند .اصولگرایان اما همچنان به سیاست خارجی ایدئولوژیک می اندیشند که می تواند تنش زا هم باشد .

در سایر حوزه ها هم اوضاع تقریبا از اختلاف میان اصلاح طلبان و اصولگرایان حکایت می کند .

×××

اگر چه می شود میان اصلاح طلبان و اصولگرایان اشتراکات غیر قابل اجتنابی را دید واقعیت اما این است که این دو اختلافات تعیین کننده ای در اداره کشور دارند .حال آیا می شود اصولگرایی و اصلاح طلبی را با عنوان “اصلاح طلب- اصولگرا” جمع کرد ؟‌چنین اصطلاحی با وجود اختلافات میان دو جزء آن پیش از آنکه بتواند چیزی را مشخص کند یک “ناسازه”‌است که در درون خود تعارضاتی جدی دارد .اگر چه این روزها دکتر”محمد رضا تاجیک ” (مشاور میرحسین)تلاش کرده با استفاده از روش”گفتمان” بگوید دیگر دوئیتی باقی نمانده و در تحلیلهای پست مدرن این دوئیت ها از بین می رودو می شود از “اصلاح طلب – اصولگرا” سخن گفت اما تعارضات میان اصولگرا و اصلاح طلب نه صرفا افتراقاتی در حوزه نظری که عملا هم قابل رویت هستند وهر یک از این تعارضات هر از چندی رخ می نمایند .

ناسازه “اصلاح طلب- اصولگرا”اگر در هریک از حوزه های مختلف خرد شود نقصش بیشتر آشکار می شود.مثلا ناسازه ” نظریه نخب-نصب” ،یا ناسازه‌”دموکراتیک- اقتدارگرا” !

با همه این اشکالات ، میرحسین با وجود حامیان اصلاح طلب  همچنان از اینکه صریحا خود را “اصلاح طلب “‌بخواند دوری می کند و همچنان بر ناسازه “اصلاح طلب-اصولگرا”‌تاکید می کند .

باری اگر مراد میرحسین از “اصولگرایی” ،گفتمان آغاز انقلاب اسلامی و به ویژه تاکید بر گفته های امام خمینی پیش از انقلاب اسلامی در پاریس باشد شاید در این فرض بشود اصلاح طلبی امروز را با اصولگرایی دیروز جمع کرد .

5 دیدگاه »

خوراک RSS دیدگاه‌های‌ این نوشته. شناسه‌ی دنبالک

  1. سلام
    اووووووووووووووول
    مي بينم كه همه خواب موندم! از بس كه شما دير به دير آپ مي كنين.

  2. مطلبتون رو خوندم، جالب بود. از نظر تئوري خيلي خوب توصيف شده بود اما در عمل يك تفاوتهاي ناچيزي داره، كه چون حوصله بحث كردن در اين زمينه رو ندارم ترجيح مي دم راجع بهش حرفي نزنم. ضمن اينكه اين تفاوتهايي كه به چشمم اومد صرفا نظر شخصي منه و مثل نوشته شما نظام مند نيست.
    من فكر مي كنم ميرحسين ترجيح ميده بخشي از اين تئوري شامل حالش نشه كه تونسته بين اصلاح طلبي و اصولگراييش اشتراك ايجاد كنه و احتمالا اين شعار رو در پيش گرفته تا نظر بخشي از اصولگراها رو به خودش جلب كنه. ضمن اينكه من فكر نمي كنم طرفدارهاي اصلاح طلب افراطيش چنين اجازه اي رو بهش بدهند چون به احتمال قوي اونا به چنين اشتراكي فكر نمي كنند. البته تا اونجايي كه من بعضي هاشون رو مي شناسم. در هر صورت من كوچكتر اوني هستم كه بخوام… :)

  3. اين از اين
    اما خيلي ممنون كه بهم سر زدين و ممنون كه نظرتون رو راجع به تمام پستهاي قبلي هم بيان كردين، خوندمشون،به خصوص نظرتون درباره معجزه برام خيلي جالب بود. تا حالا اينقدر به اين موضوع دقيق نشده بودم. راستش جديدا داشتم تعجب مي كردم كه چرا معجزه فقط براي من اتفاق مي افته اما حالا كه اينو گفتين …. . فكر مي كنم بايد خيلي خدا رو شكر كنم كه توان ديدن بخشي و تنها بخشي از معجزاتش بهم داده اميدوارم كه نعمتش رو ازم نگيره.

  4. سلام
    واقعا یکی از نقاطی که در مورد میر حسین مبهمه همینه.
    می شه لطف کنی یه کم بیشتر در باره “ولایت فقیه” در دیدگاه این دو طیف بگی؟

  5. این مطلب خیلی خوب بود.
    خیلی!
    تا حالا مطلبی نخونده بودم که اینطوری بشکافه تفاوت اصولگرا و اصلاح طلب رو.
    به امید موفقیت های بیشتر.


دیدگاه‌تان را بنویسید:

XHTML: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

وب‌نوشت در وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.