نسبت اندیشه حکیمی و میرحسین(1)
آوریل 26, 2009 at 12:20 ق.ظ | In اندیشه, میرحسین | Leave a Commentمفهوم “عدالت” در اندیشه محمد رضا حکیمی مفهومی محوری است و نقش “دال” مرکزی را بازی می کند که سایر مفاهیم مورد نظر او را معنا می بخشد . محمد رضا حکیمی مقصد نهایی”عدالت” را براساس آموزه های دینی تصویر می کند و بر این اساس تحقق آنرا هدف بعثت انبیا می داند.به اعتقاد حکیمی اگر عدالت باشد، فقر نیست و این تعبیر از عدالت آشکارا توجه او را به جنبه اقتصادی عدالت نشان می دهد .بی جهت نیست که در این سالها محمد رضا حکیمی کوشیده تا براساس معرفت شناسی و روش شناسی خاص خودش _مکتب تفکیک_ “اقتصاد اسلامی” را تدوین کند و ادعای خود را در امکان اقتصادی بر پایه منابع اولیه دینی در کتاب گرانقدر “الحیاة” مدلل و مستند کند .از همین جاست که اندیشه های محمد رضا حکیمی در امکان تحقق اقتصادی عادلانه بر پایه دین “میر حسین موسوی ” را تحت تاثیر خود قرار می دهد و میر حسین موسوی در پاسخ به سوالی درباره “اقتصاد اسلامی” به “الحیاة” ارجاع می دهد و می گوید :”...کتاب الحياة علامه محمدرضا حکيمي در اين زمينه بسيار درخشان است و جهت گيري اسلام واقعي را نشان مي دهد…”از همین جا می توان اهمیت و تاثیراندیشه حکیمی را در گفتمان موسوی بازشناخت .
نفی شکافهای طبقاتی:
محمد رضا حکیمی معتقد است در چارچوب اقتصادی عادلانه و مبتنی بر اسلام نمی توان “فاصله های جهنمی” را در جامعه دید و دم برنیاورد .او توضیح می دهد که :
“…عده ای ثروتمندان زالو صفت ،و برخی فقها و فضلای بسته ذهن و محدود اندیش،و پاره ای مذهبیهای مرتجع_که البته خود تصور می کنند که مذهبیندو مذهب شناس_و جمعی ایادی مرموز!این ترکیب نامتجانسِ خطرناک،باعث می شود تا آگاهانی که می خواهند از مظلومان و محرومان دفاع کنند،وخط انقلاب را اصالت دهند و ماهیت ضعیف گرای دین را متجلی سازند،ازکار بمانند …”
ثروتهای خصوصی :
حکیمی با” مالکیت مشروع خصوصی” مشکلی ندارد اما در برابر”مشروع بودن” ثروتهای کلان خصوصی و نسبت آن با شریعت ناباورانه می گوید:
“ثروت کلان خصوصی،کجا می تواند مشروع باشد؟…مگر موازین شرع ساییده شده و از کار افتاده است .مگر با مقداری که برخی از این متمکنان ،وجوه می دهند،خرج مسجد و حسینیه می کنند،درنسبت با آنچه دارند و از خونِ جامعه مکیده اند،و از گرده محرمان کشیده اند،بریءالذمه می شوند ؟…”
پس بی جهت نیست که در گفتمان میرحسین موسوی بار دیگر مفاهیمی چون “مرفهین بی درد”،”مستضعفان” و اقشار فرودست و محرومین برجسته می شوند و کاملا به چشم می آیند .
انحرافات و انتظارات از دین :
حکیمی در جای دیگری با اظهار تاسف از وضعیت پیش آمده و محرومیت های روزافزون می گوید :
“…من از اوضاع فرهنگ و اخلاق و اقتصاد و مدیریت و قضاوت و تکاثرها و اترافها و اسرافها و روابط و مشکلات نسل جوان و طبقات فرودست و فواصل جهنمی زندگیها و فشار له کننده فقر و تبعیض بر پیکر انسان محروم و دیگر شئون جامعه چندان بی اطلاع نیستم،همچنین از نارواییها و نابسامانیهایی که پس از انقلاب پیش آمد،ودر این سالها گسترده شد…”
و معتقد است از حاکمیت دین _اگر حاکمیت دین باشد_ این انتظارات می رود :
“…دین قضاوت سالم و عادلانه است،دین حمایت واقعی _نه شعاری_از محروم است،دین تامین امکانات شکوفایی استعدادهای انسانی است،دین توسعه روحی و صعود اخلاقی است،دین حذف دیکتاتوری مال است،دین قسط و مساوات است،دین حفظ کرامت انسانی است(از هر مذهب و مسلک) و امثال این ارزشها…هنگامی که این مسائل را به طورمستند فرا گرفتند، دین خویش را استوار می دارند و اعمال دینی را ترک نمی کنند ،وهرچند از هرکس برخلاف دیدند به آن چیز و آن کس بی اعتقاد می شوند نه به اصل دین…”

از همین روست که میرحسین موسوی به دنبال بازگشت به اصولی است که در ابتدای انقلاب در پس حاکمیت دین وعده داده شده است . جامعه ای که محرومان را هر گز از یاد نمی برد و دولتی که خود را موظف به تامین حداقلِ زندگی آحاد جامعه اسلامی می داند .محیطی که فاصله های “جهنمی” طبقاتی چشمها را نرنجاند و کسی بابت محرومیت اقتصادی از کرامت انسانی محروم نماند!
ادامه دارد …
هنوز دیدگاهی نرسیده »
خوراک RSS دیدگاههای این نوشته. شناسهی دنبالک
دیدگاهتان را بنویسید:
وبنوشت در وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.

