نسبت اندیشه حکیمی و میرحسین(2)

آوریل 26, 2009 at 12:30 ق.ظ | In اندیشه, میرحسین | 3 Comments

“کرامت انسان”:

“کرامت انسان”  مفهوم برجسته ای در گفتار محمد رضا حکیمی است که این روزها در گفتمان میرحسین هم نقشی محوری یافته است . به اعتقاد حکیمی “کرامت انسان” را به هیچ دلیلی نمی توان نادیده گرفت :
“هنگامی که …کرامت انسانها و احترام افرادرا در نظر نیاوردند، و اشخاص به مناسبتها و در برخوردها و مراجعه ها تحقیر شدند،…همواره اسباب رنجیدن و تحقیر شدن مردم پدید می آید، و افرادِحرمت از دست داده و مورد توهین قرار گرفته پیوسته می رنجند و متنفر می شوند…بنابراین نباید و نمی شود پذیرفت که کرامت انسانی و حرمت افراد_در هر حال و برای هر منظور_ نادیده گرفته شود …”

این روزها میرحسین موسوی که تلاش می کند در گفتمان خود نیم نگاهی هم به “حقوق بشر” داشته باشد ،”کرامت انسان” را منطق  حقوق بشر معرفی می کند ونهج البلاغه را شاهد حرفش می آورد تا  از گزند  برچسب لیبرال بودن در امان باشد .

مخالفت با لیبرالیسم :

محمد رضا حکیمی سه طاغوت را معرفی می کند . سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و ازمیان این سه، طاغوت اقتصادی را سهمگین تر وخطرناک تر از آن دوتای دیگر می داند و آنراعامل شیوع استثمار و تحقیر انسانیت و پایمال شدن حقوق انسانی و حیات دینی افراد می داند . او معتقد است” آن دو طاغوت دیگر، یکی از طاغوت اقتصادی ارتزاق می کند، و دیگری با وجود طاغوت اقتصادی است که رشد می یابد.”به عبارت دیگر با نابودی طاغوت اقتصادی دیگر جایی برای طاغوت فرهنگی باقی نمی ماند و با نابودی طاغوت ما شاهد “حاکمیت محرومان” خواهیم بود .

حکیمی، تکاثر به معنای بسیار داشتن و بسیار خواستن (به اصطلاح امروز:سرمایه داری) و اتراف (بر وزن اسراف) به معنای برخورداری از نعمت و تنعم گرایی و مصرف زدگی و ریخت و پاش در مصرف نعمتها و وسایل وامکانات (به اصطلاح امروز:زندگی اشرافی و توانگرانه) را به صراحت رد می کند و ابایی ندارد که بگوید چنین پدیده هایی نه فقط ضد ارزشهای اسلامی که ضد ارزشهای انسانی و اخلاقی هستند .

میر حسین موسوی هم این روزها به صراحت “لیبرالیسم ” را نفی می کند و می گوید: “بنده با لیبرالیسم مخالفم . متاسفانه ما از جامعه ای ارزشی ، با اقتصادی این گونه به سمت جامعه ای سوداگر رفته ایم که همه چیز آن پولی شده است. در چنین جامعه ای ارزشهای فرهنگی لاغر شد و ارزشهای اقتصادی حجیم تر می شود.”

اگر چه میرحسین با همه این اوصاف معتقد است عقاید سوسیالیستی هم ندارد و می گوید :”ما یک سری اصول اسلامی داریم و از تجربیات همه مکتب ها که به این سمت و سو کمک کند استفاده خواهیم کرد.”

عدالت ، مهمترین است :

نزد حکیمی مسایل مختلف براساس اولویتهای قرآنی اولویت بندی می شوند و درجه اهمیت خود را به دست می آورند.  در این میان اما عدالت  در صدر همه آنها قرار می گیرد :

“…اهم و مهم کدام است ؟ آیا در قرآن کریم و در منطق پیامبران، در کنار “ان اعبدوا الله”…” اوفوا الکیل و المیزان” است، یعنی “عدالت اقتصادی و معیشتی” …یا “ولیضربهن بخمرهن علی جیوبهن”، یعنی “حجاب و خوش حجابی”؟چرا مانند انبیا(ع)به عرضه دین خدا نمی پردازیم؟…چرا “انسان” را درک نمی کنیم، و اسلام را وارونه می فهمیم ؟”
از همین جا راز  طعن میرحسین موسوی به “گشت ارشاد” آشکار می شود و برخلاف آنچه که برخی از منتقدان موسوی از گشتهای “ثارالله” نقل می کنند اعتقاد میر حسین موسوی به جمع شدن چنین گشت هایی جدی است و دلیل وجود گشتهای ثارالله در سالهای دهه شصت را باید در جای دیگری جستجو کرد .

مواسات، مساوات و ایثار:

سه اصطلاح “مواسات ، مساوات و ایثار” از اصطلاحاتی است که به اعتقاد حکیمی معیار مکتبی بودن است و به اعتبار بود و نبود آنها می شود گفت ” چند درصد مسلمانیم”.”مواسات آن است که مقداری از آنچه داری به دیگران بدهی.مساوات آن است که نیما نیم بخش کنی . و ایثار آن است که بیشتر را به دیگری بدهی .اگر از ایثار و مساوات بگذریم ، از مواسات نمی توان گذشت . “

***

مفاهیمی مانند “مرفهین بی درد” و یا حتی “مستضعفان” در فضای سالهای بعد از انقلاب خاطره های خوبی را در ذهن مردم تداعی نمی کند .کار سخت میرحسین موسوی درزدودن غبارها و زنگارهای بسیاری است که در این سالها گرد این مفاهیم را گرفته است و سخت تر از همه وجود دوره چهار ساله فعلی است که کار میرحسین را برای امکان مقبولیت گفتمانش دشوارتر از قبل ساخته است .دوره چهار ساله ای که  محمد رضاحکیمی در توصیف آن می گوید:” این عدالتی که اینها می گویند با “الف” نوشته می شود”

hakimimosavi

اگر دوم خرداد فرزند روشنفکری دینی و عضو برجسته آن ،عبدالکریم سروش بود و چهارسال اخیر تحت تاثیر محمد تقی مصباح یزدی ، میرحسین موسوی را شاید بتوان متاثر از گفتاردردمندانه و عدالتخواه محمد رضا حکیمی دانست .اگر نسیم پیروزی اش وزیدن گیرد .

______________________________________

توضیح عکس از چپ به راست :مرحوم عالی نسب،محمدرضا حکیمی،هادی حیدری،میرحسین موسوی، دکتر آئینه وند.

3 دیدگاه »

خوراک RSS دیدگاه‌های‌ این نوشته. شناسه‌ی دنبالک

  1. سلامممممممممممممممممممممممم
    اووووووووووووووووووووووووووووووووووووووول!
    بر می گردم.

  2. سلام
    من معذرت میخوام از دیر هم دیرتر شد!
    خیلی مختصر و مفید بود!در واقع خیلی مفید بود!

    در قالب تئوری حرفها خیلی قشنگ و تو دل برو ست!
    خودم به شخصه با مواسات و کرامت انسانی که به نظرم این دومی در بسیاری مسائل عقیدتی از حمله همین گشت ارشاد وارد می شود و نقش محوری بازی می کند اگر چشمها را به روی این _رول_نبندیم!
    این تئوری ها هر جند که پس زمینه را میسازد اما اینکه چقدر بر زمینه غالب باشند سوالی است که نمیتوان با تئوری جوابش را داد.
    ….
    درباره میرحسین! این روزها نگرانم که کاش بیشتر از اینکه روی اصلاحاتش مانور بدهد و اشکالهای این 4 سال اخیر را که البته وجود دارند را رو نمایی کند از خودش بیشتر بگوید، خودش را بیشتر معرفی کند و خود را بشناساند!
    کاش به خیر بگذرد!
    یا حق

  3. سلام جناب استاد بحث عدالت با الف را درباره فقط این چهار سال نگفتند و این انحرا آشکار و تبلیغاتی در فرمایش ایشان است کما اینکه علیرقم اصرار بسیار زیاد موسوی حاضر نشدند کوچکترین کلامی در تایید ایشان برای ریاست جمهوری بفرمایند.


دیدگاه‌تان را بنویسید:

XHTML: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

وب‌نوشت در وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.