میرحسین(2)

آوریل 17, 2009 at 11:51 ب.ظ | In میرحسین | 10 Comments

قبل از تحریر:

1 )یادداشت قبلی تازه اولین یادداشت من درباره “میرحسین” بود . شاید باید آخرش می نوشتم “ادامه دارد ” .فکر می کنم تا چند یادداشت دیگه هم این نوشتن ها درباره میرحسین ادامه داشته باشه و یه جورایی نگاه من باشه در پاسخ به کامنت های پست قبل که خواندنی هم بودند واقعا .البته اینها برداشت من خواهد بود از آنچه که درباره میرحسین شنیدم و خوندم و طبیعتا این روایت من لزوما اونی نیست که میرحسین می گه . من فقط روایت خودمو خواهم گفت و این هم بیشتر برای اینه که بدونم از حرفهای میرحسین چی می فهمم و اساسا این آدم چه جور آدمی ه ! آیا کسی هست که حاضر شوم بهش رای بدم یا نه !

2 )این یادداشتها  درباره دوگانه “سوسیال دموکراسی” و نسبت اون با حرفهای میرحسین خواهد بود .

3 )دلیل اینکه چرا از “اقتصاد” شروع کردم اینه که به نظرم این وجه برای میرحسین اهمیت بیشتری داره .میرحسین به چیزی با عنوان “اقتصاد اسلامی” اعتقاد داره و چون به نظر من الان با چنین اقتصادی به صورت مدون مواجه نیستیم آن طور که من می فهمم  از حرفهای میرحسین چیزی مثه “سوسیالیسم” از نوع کشورهای اسکاندیناوی بر می یاد .

4) به خاطر نزدیک شدن به انتخابات حال و هوای اینجا هم یه مدت این جوری میشه ! امیدوارم آخرش ختم به خیر بشه ! یعنی این چهار سال ناراحت کننده دیگه تکرار نشه !

***

فکر می کنم اگر قرار بود ما  چیزی با عنوان “اقتصاد اسلامی”داشته باشیم با “کمونیسم” آرمانی مارکسیست ها فاصله زیادی داشت و همین طور با “کاپیتالیسم” !احتمالا باید چیزی نزدیک سوسیالیسم موجود در کشوری مثل سوئد باشد .فعلا که _بر فرض امکان چنین اقتصادی_ با چیزی به عنوان “اقتصاد اسلامی” سر و کار نداریم ولی انقدر که من می فهمم اگر قرار باشد چنین اقتصادی امکان وقوع داشته باشد  مهمترین تفاوتش با کمونیسم این است که “مالکیت خصوصی” را به رسمیت می شناسد . مالکیت خصوصی مشروع را !و خب با وجود چنین تفاوتی فرسنگها از “کمونیسم” آرمانی فاصله می گیرد .اما تفاوتهایش با “کاپیتالیسم” . اولین تفاوتش این است که اسلام فاصله های طبقاتی وحشتناک را به هیچ وجه نمی پذیرد .یعنی آن طور که من می فهمم نمی شود کسی به نان شب محتاج باشد و در همان زمان کس دیگری نداند که با غذاهای جورواجورش چه کند !وانگهی اسلام(آنطور که من می فهمم) تحقق چنین فاصله ای را اساسا در یک جامعه اسلامی محال می پندارد !دولت در جامعه اسلامی مکلف به تامین حداقل نیازهای فردفرد جامعه اسلامی است .در جامعه اسلامی نباید فاصله های طبقاتی “جهنمی”باشد .اما دولت در نظام سرمایه داری_ به شکل ناب آن_چنین وظیفه ای ندارد . تفاوت دیگر آن این است که در نظام اقتصاد اسلامی (بر فرض امکان چنین نظامی) آنچه اهمیت دارد “کار” است و نه “سرمایه ” !به این معنا که اگر کسی در جامعه اسلامی به دنبال “کار” باشد باید شرایط کار کردن برای او مهیا باشد و درآمد افراد درجامعه اسلامی بایستی بر اساس “کار” باشد و توزیع ثروت بر مدار “کار” بایستی بچرخد .به “سرمایه” احترام گذاشته می شود اما اینکه کسی به صرف داشتن “سرمایه” صاحب مکنت و ثروت بیشتر شود جای اما و اگر دارد .

اینها تفاوتهایی است که من می فهمم .همه اینها را که کنار هم می گذارم می رسم به همان مثال یادداشت قبل درباره سوئد !اینکه سیستم اقتصادی در آنجا به گونه ای طراحی شده که فاصله های طبقاتی وحشتناک ایجاد نشود . اگر کسی بخواهد فروش بیشتری داشته باشد هیچ مانعی بر سر راه او نیست اما چنانچه از حد معینی فراتر رود بایستی تا نود درصد آنرا مالیات بدهد . با این شیوه یا خود فرد می پذیرد که فروشش را متوقف کند تا چرخه توزیع ثروت به صورت اتوماتیک جریان یابد و یا اینکه در صورت ادامه فروش ،مالیاتش را بدهد تا دولت خود عهده دار باز توزیع آن در جامعه شود !

چند باری گفتم که فعلا با چیزی با عنوان “اقتصاد اسلامی” رو به رو نیستیم و خود من هم مطمئن نیستم که چیزی با عنوان “نظام اقتصاد اسلامی” داشته باشیم .ولی اگر قرار بود چنین نظامی وجود داشته باشد یا به وجود بیاید با توجه به تفاوتهایی که گفتم فکر می کنم خیلی نزدیک می شد به اقتصاد سوسیالیستی در سوئد .

به نظرم میرحسین موسوی به چنین اقتصادی فکر می کند و نامش را “اقتصاد توحیدی” یا “اقتصاد اسلامی” می گذارد .البته این چیزی است که به نظرم هرگز در یک دوره چهار ساله به دست نمی آید .در واقع “میرحسین ” به نظر من به دنبال یک همچین چیزهایی خواهد بود . حالا اینکه چه از آب دربیاید بحث دیگری است !

***

به گمان من میرحسین در بیان برنامه اقتصادی اش و حتی برخی دیگر از وجوه اندیشه اش تحت تاثیر “محمد رضا حکیمی” است ! در مورد محمد رضا حکیمی و نگاهش به “اقتصاد اسلامی” در یادداشت بعد بیشتر می گویم .

***

بد نیست این یادداشت هم با گفتن خاطره ای منسوب به میرحسین موسوی  تمام  شود .

این طور که گفته اند میرحسین موسوی خیلی قبل ترها سوار تاکسی ای شده که یک نفر از پنج نفر، پنج عدد ماهی خریده بوده . یکی ازش می پرسه ماهی ها رو چند خریده ای ؟! خریدار ماهی بی آنکه پاسخ دهد، ماهی ها رو بین سرنشین های تاکسی تقسیم می کنه . موقع پیاده شدن هم راننده تاکسی از کسی پول نمی گیره ! میرحسین موسوی می گه : جامعه آرمانی توسعه گرا یعنی همین !

حالا اگه اینو به کسی که طرفدار اقتصاد آزاد هست بگی واکنش نشون می ده که “مفت خوری یعنی همین ” !

10 دیدگاه »

خوراک RSS دیدگاه‌های‌ این نوشته. شناسه‌ی دنبالک

  1. سلام
    اگزیستانسیالیسم
    امروز یاد گرفتم

  2. با سلام
    ضمن تشکر از مطلب شما در مورد اقتصاد اسلامی. من فکر می‌کنم که یک نکته‌ی دیگر هم در مورد اقتصاد اسلامی به شدت مغفول مانده به طوری‌که من فکر می‌کنم اصلا به اون توجهی نشده. به نظر من اصلی‌ترین فرق اقتصاد اسلامی با علم اقتصاد امروزی در پیش‌فرض اولیه‌ی اون‌هاست. در علم اقتصاد امروزی پیش فرض اینه که منابع محدودند و ما باید با امساک برخورد کرده و در واقع محدودیت رو توزیع کنیم. این یک نگاه بنیادی در علم اقتصاد امروزیه. اما در اقتصاد اسلامی (البته به نظر من) نظریه بنیادی این است که ما با فراوانی مواجهیم. تمامی زمین و آسمان‌ها برای انسان آفریده شده و مسخّر او هستند. قطعا این نوع نگرش پیامدهای متفاوتی خواهد داشت که البته به آن توجه نشده. در مورد محمدرضا حکیمی نیز مشتاقم پست‌تان را بخوانم. چون من نیز برخی از نظرات او را خوانده‌ام.

  3. سلام
    بلاخره برگشتم و هر دوتا پستت رو خوندم. اول می خوام تشکر کنم که نتیجه تفکراتت در مورد ایشون رو اینجا می نویسی.
    و اما در مورد این اقتصاد اسلامی. نمی دونم…… اما اون قسمتی که گفتی در این نظام اصل کار نه سرمایه بیشتر شیبه یه مدینه فاضله است

  4. مطالب اقتصادی جالبی می نویسی. خرداد امسال برادرم برای ارائه سمینار به سوئد رفته بود. وقتی برگشت حرفهای مشابهی می زد. لطفا به این بحث ادامه بده .

  5. به به اگر میدونستم اینقدر اقتصادشون با حاله همچنان نوشتنم درباره ی سوئد رو ادامه می دادم:دی
    راستش جامعه آرمانی توسعه گرا رو این جوری که گفتین قبول ندارم همان سوسیالیسم رو تر جیح می دم….

  6. سلام
    برای جلوگیری از سرسری خوندن و سرسری نظر دادن بعدا نظر میدم!
    میدونین دیگه، خدا بخواد عازم هستیم .قابل باشیم حتما دعا می کنیم
    یا حق

  7. سلام
    امروز یاد روز سعدی بود
    مرا رازیست اندر دل به خون دیده پرورده
    ولیکن با که گویم راز چون محرم نمی بینم[گل]

  8. سلام
    این چند وقته همش از میر حسین می گویند و می نویسند اما با همه ی این گفتن ها آدم فکر می کنه بازم کمه . دلش می خواهد بیشتر بدونه می خواهد بیشتر درخصوصیش بخوانه.
    و شما خیلی خوب این رسالت را انجام دادید.
    چهارسال پیش انقدر کمبوداطلاعات بود که افرادی که آگاهی سیاسی زیادی نداشتند اغلب اشتباه کردند ولی الان تغییر وترس از اشتباهی دوباره همه را به موضوع انتخابات کنجکاو کرده حتی من که علاقه ای به سیاست ندارم.

  9. روزنامه دیروز را که می خواندم خبر حمایت جامعه ی روحانیت و یخصوص هاشمی از میرحسین توجه مرا جلب کرد. بعد از کناره گیری خاتمی تمام خواسته ی سیاسیم اینه که موسوی رییس جمهور بشه اما
    اما یه جورایی می ترسم که این هم یه اشتباه باشه و باز هم سقوط.

  10. سلام
    شما قصد آپ كردن ندارين؟!
    نكنه لاگين نمي شين؟!!!:دي :دي


دیدگاه‌تان را بنویسید:

XHTML: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

وب‌نوشت در وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.