به یاد امام صدر!

آوریل 9, 2009 at 12:23 ق.ظ | In از دیگران, کتاب | 14 Comments

خیلی اتفاقی برخوردم به یادداشت “ارامنه حمریان” از عطاءالله مهاجرانی و با خواندنش ناخودآگاه به یاد “امام موسی صدر” افتادم .چقدر خواستم از امام موسی بنویسم . چقدر تا به حال خواستم از امام موسی بیشتر بدانم تا بتوانم چند خطی درباره اش بنویسم . .نه آنچنان دور وبرم کسانی هستند که اطلاعات نابی بگیرم ازشان ونه آنقدر از امام موسی خوانده ام که نوشتن از او برایم آسان شده باشد .با همه این اوصاف برای آنکه احساس درونی ام را راضی کنم که بالاخره به یاد امام موسی صدر اینجا چیزکی نوشته شد،از میان مطالبی که درباره امام موسی خوانده ام و می شود گذاشتش اینجا، چند تایی را انتخاب کردم .

هفته نامه وزین شهروند امروز (که یادش بخیر) در یکی از شماره هایش پرونده ویژه ای برای امام موسی کار کرده بود .(اینجا)پرونده ای به غایت مفید و خواندنی .

دکتر محمود سریع القلم در این پرونده مقاله ای دارددرباره نظام اندیشگی امام موسی با عنوان “اسلام گرای مدنی” .او معتقد است در لبنان”تشكل اجتماعی (و نه سیاسی) مبنای اولیه كار امام موسی صدر بود.” درباره نگاه امام موسی به اخلاق می گوید : “اخلاق برای امام موسی صدر صرفاً تاكتیكی برای تحقق اهداف اجتماعی و سیاسی نبود.”سریع القلم سه مشتق انفتاح ، اعتدال، و شیوه برخورد با مخالف را دراخلاق وسیاست امام موسی قابل استخراج می داند و سپس به توضیح هر یک می پردازد .

پیشنهاد بعدی من خواندن مصاحبه با “احسان شریعتی ” است که از دنبال کردن حرکت امام موسی از سوی دکتر شریعتی گفته و از اتفاقاتی که در هنگام خاکسپاری دکتر شریعتی و بعد از آن افتاده !“شریعتی حركت صدر را دنبال می‌كرد”…و در انتهای این مصاحبه هم یادداشت کوتاهی از “پوران شریعت رضوی “منتشر شده بااین عنوان که “آقا موسی مثل کوه پشت سر ما بود”

6690_801

یادداشت ترجمه شده ای هم از “نبیه بری” هست که بی اندازه خواندنی است و جریاناتی را از رفتار عملی امام موسی نقل کرده که تا چه اندازه انسانی و رحمانی بوده . از جمله قصه معروف “بستنی فروش مسیحی ” و رفتار امام موسی در مقابل او .”…خلاصة ماجرا این بود كه فردی مسیحی تصمیم می‌گیرد در شهر صور محلی برای فروش بستنی فراهم كند. تهیة این محل بیش از هفتادوپنج هزار لیرة لبنانی برای او هزینه برداشت. در آن سالها(دهة شصت) این مبلغ اندك نبود. او این محل را خرید و كار خود را شروع كرد. اما فتوایی از شیخ موسی عزالدین در میان شهر پخش شد.

فتوا این بود كه «خوردن بستنی نزد مسیحی حرام است.» این فتوا كار خودش را كرد و كسب و كار بستنی فروش مسیحی از رونق افتاد. این مسئله به گوش امام صدر رسید، این اتفاق بر امام سخت آمد. به هر حال امام ترجیح داد كه فتوایی بر خلاف فتوای منسوب به شیخ عزالدین صادر نكند و باعث نشود كه شیخ عزالدین به سختی بیفتد. بنابراین، راهی را برای حل این مسئله در پیش گرفت كه می توانیم آن را «سنت عملی» بخوانیم.ایشان مانند همیشه در روز جمعه امام‌جمعه بودند. او تصمیم گرفت كه در روز جمعه این مسئله را پایان دهد. پس از نماز، امام از حسینیه خارج شد. عده‌ای از مردم هم او را همراهی كردند. وقتی كه به بیرون حسینیه رسیدند، امام به همراهانش گفت: دوست دارد پیاده‌روی كند. او گفت: خدایا! چقدر امروز هوا خوب است. دوست دارم كمی پیاده‌روی كنم. امام پیاده‌روی‌اش را آغاز كرد و عده‌ای هم او را همراهی كردند. رفته‌رفته بر جمعیت افزوده می‌شد. امام به راه خود ادامه داد تا به بستنی‌فروشی رسید و در مقابل بستنی فروش ایستاد. او از پیش محل بستنی‌فروش را پرسیده بود. او با صدای بلند به همراهان گفت: چقدر این مغازه زیباست! گفتند: این‌جا بستنی‌فروشی است. امام گفت: واقعاً خوردن بستنی در این هوای گرم لذت بخش است. زمان زیادی است كه بستنی نخورده‌ام. امام به درگاه بستنی‌فروشی رسید. بستنی‌فروش مسیحی از مغازه خارج شد و به امام خوشامد گفت. امام هم سلام كرد. امام گفت: می خواهیم بستنی بخوریم. به ما بستنی بده. بستنی‌فروش از درخواست امام شگفت‌زده شد. به امام نزدیك شد و گفت: سید، من مسیحی هستم! امام با صدای بلندی كه همه می شنیدند، گفت: من دین تو را نپرسیدم، تو بستنی فروش هستی یا نه؟ بستنی فروش گفت: بله، حتماً. امام گفت: می‌خواهیم بستنی بخوریم، برای ما بستنی بیاور. منتظر چی هستی؟ بستنی فروش از شدت خوشحالی خم شد تا دست امام را ببوسد، امام صدر دستش را به سرعت عقب كشید… ” ببینید اینجا :“من و امام صدر”

پیشنهاد من برای کتاب درباره امام موسی خواندن “عزت شیعه ” است که دو دفتری از آن چاپ شده .کتاب را محسن كمالیان و علی اكبر رنجبر كرمانی،گردآورده اند و انتشارات صحیفه خرد منتشرش کرده . می توانید کتابهای بیشتری را درباره امام موسی ببینید دراینجا:“آرایی که مغفول ماند”

***

سی سال ازربایش امام موسی می گذرد .یادش اما همچنان در خاطرها زنده است .به امید رهایی اش .

پایگاه فرهنگی روایت صدر

********

مرتبط با امام موسی نیست اما اگر حوصله اش را داشتید این یادداشت را هم بخوانید که شدیدا خواندنی است : “داستان یک سیلی”

14 دیدگاه »

خوراک RSS دیدگاه‌های‌ این نوشته. شناسه‌ی دنبالک

  1. سلام برای اینکه مدیکو اول نشود نخوانده پیغام گذاشتم

  2. راستی این خانم مد یک و کجاست؟شب عید کود حیوانی بازار سیاه شده بود1!!! بهر جهت مدیکو خانم سال خوبی داشته باشی!

  3. سلام
    بیایید جواب چیستان هارو بدید

  4. این روزها به شدت جای چنین شخصیتهای معتدلی که از سوی عامه مردم هم شناخته شده باشند و عامه به ایشان تاسی کنند در دنیای تندروی ها و طالبانها خیلی خالی است

  5. سلام من تا به حال چیز زیادی راجع به امام موسی صدر نخونده بودم و فکر می کنم این داستان بستنی که شما نوشتید اولین نوشته ایه که درباره ی ایشون خوندم،با این وجود حدس می زنم که دیگه وجدان درد نداشته باشید.
    در کل ممنون مطلب خوبی بود.

  6. سلا
    از امام موسی صدر هر چی می دونستم حرفهایی بود که از آقا محمد علی شنیده بودم…
    یعنی شما امید دارید که او هنوز زنده است؟
    درباره سوالتون هم چشم تحقیق می کنم مادر……..

  7. آآآ؟
    میم ه سلامم کو؟

  8. سلام
    یادداشت خودتون رو درباره امام موسی صدر خوندم اما نظر باشه برای وقتی که لااقل دو تا از این لینک هایی که گذاشتین رو بخونم!

    این داستان آخری هم خیلی جالب بود! کاش اگر قرار است سیلی بخوریم همین دنیا بخوریم!
    یا حق

  9. سلام
    دوست من وقتی ذهن شما فارغ از مسایل موجود مملکت درگیر روایات امام موسی باشد قوم داستان قوم فارس را به خدا واگذار. اسبهای عرب یا هر مهاجم دیگر خوش آمدید!
    از شما خواهش می کنم اگر به گذشته علاقه مندید به مرور تاریخ بپردازید و میدان دیدتان را وسیعتر کنید شاید آنکاه دلتان برای خودتان تنگ شود خودی که از یاد برده اید. خارج از هر ایدئولوژی خاصی ( حتی ملی گرایی ) به خودتان بیایید.
    پاینده باشید

    Ali
    سلام
    برای من تفاوتی نمی کند از امام موسی بگویم یا از کارل پوپر یا حتی از عالم نوگرایی چون نایینی !امعتقدم اندیشه مرز برنمی دارد.
    بگذریم از اینکه امام موسی قبل از آنکه متعلق به لبنان باشد ایرانی است و متعلق به ایران و متعلق به همان “خود فراموش شده” !
    Ali

  10. سلام علي محترم ..
    اما موسي صدر …روحاني مخبوب شيعها ….!خوبه …يعني خيلي خوب بود…
    يك رفيقي داشتيم در همين نزديكي ها ..با لبناني ها آشناييت داشت….مي گفت اما صدر به زن ها گفته (نقل مضمون )آنقدر حجاب قشنگي داشته باشد كه نامحرم هيچ وقت نخواهد شما را بدون حجاب ببيند……
    اين حرف خيلي به دلم نشست …..هيچ كس هيچ وقت نمي گفت حجاب قشنگي هم بايد داشته باشد …شايد هم سواد ما قد نميداد….

  11. اما ها را امام بخوانديد لطفا

  12. سلام
    من برای خودم خوشحالم که به قول خودم وفا نمودم!
    2-3 تا از این لینک ها روو خوندم و باب خوبی بود برای آشنایی با مردی که ففقط از پدر و مادم گاه گاهی جسته و گریخته شنیده ام!
    و از بین اینها که خوندم – من وامام صدر- بیشتر به دل نشست!

    گاهی که نه!
    زیاد فکر می کنم به اینکه چقدر بد که بده بستان اطلاعات بین اینجا و وبلاگ من اینقدر یک طرفه است!
    فعلا به جز تشکر حرفی ندارم
    یا حق

  13. انشالله بزودی خبری از آزادی این سید بزرگوار خواهیم شنید و خدای متعال دشمنان و دوستان دشمنانش را رسوا خواهدنمود.
    این روزها جای خالی امام موسی صدر بسیار بیشتر ازگذشته احساس می شود .
    کاش روز آزادی اش زودتر فرا رسد .
    التماس دعا یا علی

  14. سلام

    عالی بود .. ممنون

    کاملا اتقاقی سایتتونو در سرچ گوگل پیدا کردم .. با اجازه شما رو در وبلاگم لینک کردم

    راستی به سایته تازه تاسیس “یاران صدر” هم سر بزنید .. اطلاعات خوبی داره در مورده امام موسی صدر … یاران صدر گروهی از جوانان علاقه مند به امام موسی صدر هستند

    با تشکر .. هویزه – یکی از دوستداران امام موسی صدر (حفظه الله)


دیدگاه‌تان را بنویسید:

XHTML: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

وب‌نوشت در وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.