بوی سنت !

اکتبر 26, 2008 at 1:43 ق.ظ | In سنت | 16 Comments

این روزها بخشی از خواندنی هایم با اندیشه غرب سر و کار دارد و بخشی دیگر با اندیشه های بزرگان همیشه پر افتخاری چون نائینی و آخوند خراسانی .ما را هر کار هم بکنند دست آخر پایمان در گل سنت باقی مانده و البته چه  سنت پر شکوهی ،اگر شناخته شود و از ظرفیت های آن برای پیش رفتن استفاده شود. چنانکه “نائینی” چنین کرد در قامت “مرجعیت” و نامش را با “مشروطه ” گره زد به نیکی.به گمانم تاریخ این چند دهه ما بیانگر آن است که دفاع از راههای نو شدن از پایگاه سنت نتایجی بس بهتر داشته نسبت به اندیشه هایی که به دنبال گسست از سنت و فرو غلتیدن در دامان اندیشه های مدرن بوده اند بی آنکه نسبتی برقرار کنند میان آندو . باری ! جد و جهد آنان هم در جای خود ارزشمند است هر چند ناموفق .

بزرگداشت مناسبتهای مذهبی  احیا می کند سنت ها را .که یادمان نرود در کجای جغرافیای این جهان ایستاده ایم و چه داریم و به دنبال چه هستیم .برای من _بی آنکه بخواهم به انتخابهای متفاوت دیگران تعرضی کنم _بودن در چنین مراسمی لذتبخش بوده . نوعی احساس هویت می کنم .به گمانم این سومین سالی بود که در مجلس آقای وحید بودم .وارد خانه مراجع که می شوی بوی سنت را به خوبی می توانی بفهمی . “مرجعیت” که خواهی نخواهی نقطه آغاز تمام تحولات تاریخ معاصرمان بوده .در هر یک ازتحولات تاریخ معاصرمان که انگشت بگذاری کمرنگ یا پر رنگ رد پای “مرجعیت” را خواهی دید .آقای وحید را که می بینم برایم سنت از قبل عزیز تر می شود و باور می کنم که می شود با این سنتها زندگی کرد و نو شد بی آنکه بخواهیم تمام قد در مقابل اندیشه های البته قابل احترام غرب سر خم کنیم .باورم می شود که ما هم حرفی برای گفتن داریم و می شود در بده بستان با اندیشه غرب خود را جلو ببریم . بی آنکه اندیشه های قابل احترام غرب را انکار کنیم یا در مقابلشان خود را تحقیر کنیم .

به نظرم سه سال پیش بود که آقای وحید از مردم خواست که بیایند برای بزرگداشت روز شهادت امام صادق(ع) .امروز با سه سال پیش قابل مقایسه نبود .جمعیت موج می زد به هر کجا که نگاه می کردی .وقتی خودم را در مقابل این “جمعیت” می دیدم دیگر “فردیت ” رنگی نداشت و داشت . همه فردیت خود را برداشته بودند و به میان “جمع” آورده بودند .کسی خود را برتر از دیگری نمی دانست . همه آمده بودند بی آنکه در میان این جمع، غایبان فراموش شده باشند . اینجا جای تک تک غایبان خالی نگه داشته شد و دعا کردند برایشان .کسی به آمدنش مغرور نبود و احساس آسمانی بودن نداشت که آمده بودند برای اعتراف به خطا کار بودن . برای عذر تقصیر . بابت فراموشی سنت !

آنجا آفتابی داشت که به همه یکسان می تابید و صاحب مجلس که در انتهایی ترین نقطه بی هیچ تفاوتی نشسته بود .مجلسی که صدر و ذیلش به سختی قابل تشخیص بود . لاریجانی (رئیس مجلس) هم که آمد یکی بود مثل همه .می شد لحظاتی را احساس کنی که “انسان” چگونه تکریم می شود و عزیز نگه داشته می شود و چگونه از سوی دیگر خود را در مقابل دنیایی بالاتر هیچ احساس می کند. هیچ !آنجا فرد و جمع و خود و دیگری همه در آمیخته بودند .مرزها ویران شده بود همه !

این سنت دوست داشتنی ظرفیت هایی دارد حتی برای آنان که “انتخاب” روش من و ما را نمی خواهند و یا دوست ندارند .توان آنرا دارد که انتخابها و سبکهای متفاوت را تحمل کند و مدارا !  اگر بشناسیم .

سنت ها ما را آشتی می دهند با هویتمان . با خودمان !

تا کنون 16 نظر داده شده »

RSS برای دیدگاه‌های‌ این نوشته. آدرس دنبالک

  1. علی جان سلام و درود خیلی زیاد بر تو
    که من بازم اول شدم آخ که چه کیفی داره
    به خاطر خالی بودن مغزم از سیاست نظری ندارم
    فقط به خاطر اول شدنم خوشحالم
    ازخدای مهربان برایت آرزومند دلی شاد تنی سالم و روحی پراز آرامش هستم
    در پناه دوست باشی دوست من

  2. سلام
    فعلا دوم بودن خود را اعلام کنیم، که این هم غنیمتی است.
    برمی گردم

  3. فکر کنم سوم شدن بهتر از شونصدم شدن است.

  4. چهارم!

  5. ممنون از همدردیت مادر!!!
    راستی اونجا واقعا لاریجانی با بقیه یکی شده بود!؟

  6. سلام.

    Ali

    سلام
    خوبی ؟ خوش می گذره ؟

    Ali

  7. ایول ابهت!
    خودم اصلا نفهمیدم چیکار کردم.

  8. می گم تو حیفی واقعا!
    بیا برای این نشریه خردنامه(همشهری خردنامه) مطلب بنویس.
    یعنی اصلا می دونی چیه؟ شیفته چفت و بست جمله شدم.
    “چنانکه “نائینی” چنین کرد در قامت “مرجعیت” و نامش را با “مشروطه ” گره زد به نیکی”
    “باری ! جد و جهد آنان هم در جای خود ”
    “بزرگداشت مناسبتهای مذهبی احیا می کند سنت ها را .که یادمان نرود در کجای جغرافیای این جهان ایستاده ایم و چه داریم و به دنبال چه هستیم ”
    و از این دست….
    وقتی می خونمش یاد وصیت نومه بابابزرگم می افتم.
    (اینکه شوخی بود ولی جدا خیلی خوبه)

  9. راستش هیچ شناختی نسبت به آقای وحید ندارم.نه تنها شناخت ندارم که حتی یه جورایی خیلی ظاهر بینانه هم بهش نگاه کردم.
    یعنی اصلا فکر نمی کردم همچین آدم باشه.ولی من بازم نفهمیدم که چرا می گی اون انسانیه که حرفی تازه داره.کاش بیشتر درباره ش حرف می زدی.کاش یه نمونه می آوردی.
    این مراسم سالروز شهادت امام صادق فقط عذارداریه؟ من نفهمیدم تو چرا انقدر ازش تعریف کردی؟ مگه تو اون عذاداری چی بود که تو بقیه نبود؟ گفتی که همه فردیتشون رو با خودشون به جمع اورده بودن؟(این جمله رو خیلی دوست داشتم.) ولی واقعا تنها فرقش این بود؟
    کاش بیشر می گفتی.و شاید هم گفتی و من متوجه نشدم.

  10. در مورد اون پستی که درباره دکتر قریب نوشته بودی می خواستم یه چیزای بگم که همین جا می گم:
    راستش من این سریال رو خیلی دوست داشتم، تنها به یک دلیل خیلی ساده.و او ن اینکه این سریال اصلا قصد نداشت بگه دکتر قریب یه آدم مقدسه. اصلا نمی خواست بگه اون فرا زمینیه.
    من دکتر قریب رو خیلی دوست داشتم چون می شد به راحتی لمسش کرد.چون مثل دکتر شدن گرچه کار سختیه ولی غیر ممکن نیست.
    منم دکتر رو خیلی دوست داشتم.

  11. چه عجب اجازه دادین ملت نظر بگذارند
    داشت بهمان بر می خورد اساسی….

  12. آره ننه به تورنتو می گن تهرانتو!

  13. سلام
    اول اينكه عرض بنمايم
    قصد داشتم حسابي وارد دعوا بشوم!
    البته كاملا واضح و مبرهن است كه من باب بستن كامنت ها مي بايست وارد دعوا مي شديم!!
    شما اجازه بدين 4 روز بگذره بعد اگه هيچ گس نظري در باره پست نذاشت، اون وقت … نه! تازه اون وقت هم نبايد كامنت ها رو ببندين!!!
    من باب دموكراسي و صفحه شخصي و اينجور آزادي ها هم بايد متذكر باشم كه هيچ گونه اهميتي ندارند!!!!
    و خالي از هر گونه ارزشي مي باشد!!
    بعد از بيان اين توضيحات مي رويم سراغ پست حضرت عالي!

  14. احساس مي كنم بحث همون جريان عقلي و شهودي هست!
    كه هر دوش به مقصد مي رسه اما اين شهوديه ميان بره!
    و كيفش هم بيشتره!
    اين سنتي كه حرفش رو زدين اگر درست و بدون تحريف منتقل بشه اگه بدعت ازش حذف بشه يه گنجينه فوق العاده است. كه خيلي چيزها رو در خودش حل مي كنه!
    اون فرديت رنگ باخته در مجلس برام خيلي ملموس بود. بارها تجربه اش كردم!
    كاش بي كم وكاست و بدون تحريف اين سنت رو حفظ كنيم!
    يا حق

  15. بینی ما از بوی سنت اشباع شد.هنوز نمی خوای آپ کنی واقعا؟

  16. سلام دوست عزيز
    من مدير وبلاگ سرزمين موعود هستم ، خيلي دوست دارم با شما و وبلاگ قشنگتون تبادل لينک کنم ، اگه امکان اين امر هست لينک من رو با نام “عکس خفن و فيلم خفن ” در وبلاگتون قرار بديد من هم لينک شما رو در وبلاگم قرار ميدم.
    راستي امروز يک کليپ دارم از امین حیایی که تو پارتی !!!sarzaminmoud.wordpress.com


دیدگاه‌تان را بنویسید:

XHTML: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.