روح دین؟!

جولای 19, 2008 at 8:47 ق.ظ | In دین | 20 Comments

“روح زمانه” اصطلاحيه که “هگل” مطرح مي کنه.با اين توضيح که هر”زمانه” اي روحي داره که شناخت اون  روح کمک مي کنه به شناخت زمانه مربوطه. تفاوت زمانه ها هم ناشي از اختلاف روح اون زمانه هاس .

نمي دونم مي تونه درست باشه يا نه …اينکه از اين اصطلاح استفاده کنم براي گفتن اينکه ميشه قائل شد به اصطلاح “روح دين” !..طبيعتا اين حرف چندان دقيق نيست و خامه…ولي به صورت کلي هميشه با خودم احساس مي کنم “دين” روحي داره که عميقا مرتبط هست با مفاهيمي مثل “عدالت”، “رهايي” ، “آزادگي”،”سعادت” و زندگي بهتر !

به گمونم اديان هم به اين اعتبار مي تونن باعث “زندگي بهتر” بشن…شايد اگه اين حرف رو قبول کنيم نتيجه اش اين بشه که اگه در جايي اين مفاهيم که حاکي از “روح دين” هستن لطمه خوردن طبيعتا اون جا “روح دين” لطمه خورده و نميشه به اعتبار ادعاي  مدعيان وضعيت ايجاد شده روديني دونست !

مشکل اينجاس که هم اين حرف من کلي ه  و هم بر سر مصاديق و تعاريف بحث فراوون ه و مدعيان بسيار. اما فک کنم اگه جايي بود که عموم و نوع مردم احساس کردن خلاف اين “روح دين” عمل شده  بايد در اونجا توقف کرد !

تا کنون 20 نظر داده شده »

RSS برای دیدگاه‌های‌ این نوشته. آدرس دنبالک

  1. اول؟؟؟!!!

  2. به به خوشا به سعادتمان…!!!!
    این به تلافی مدتی که نبودم

  3. روح دین و این حرفها به عقل و سوادمان قد نمی دهد ننه ولی….آرزوهای علی کوچولو خیلی با مزه بود مادر…..

  4. سلام
    بايد توقف كرد و بعد چي كار كرد؟
    من نمي گم بايد به حركت ادامه داد ها! اما ميگم بعد از اين توقف چقدر قراره در جا زد يا عقب گرد داشت؟حركت بعدي بعد از توقف هم پيش بيني شده؟
    يا حق

  5. لطف دارين
    ولي از اول هم منظورم به ننوشتن توي وبلاگ بود والا به اين فضاي مجازي كه خوب يا بد رسما معتاد شديم!!
    ***
    بايد بررگشت به روح دين… اما نمي دونم خيلي گمشده! بعيد مي دونم به جز صاحب عصرمون كسي بتونه دوباره زنده اش كنه! البته نمي گم كه بايد در عرصه تلاش و نظريه پردازي و به چالش كشيدن توقف كردها . ولي پاي عملش فكر كنم فقط خودش بايد باشه!
    ****
    “پايانه” هم كاملا غير ارادي بود! برم تيتر رو عوض كنم بذارم ترمينال؟!!
    راست ميگين بدجوري آروم و بي الايش و بي دغدغه بود اين پيرمرده!
    يا حق

  6. سلام
    پست رو که خوندم اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که چرا اون چیزی که به ذهن من رسیده به ذهن بقیه نرسیده؟ یعنی در واقع سوالی که برای من پیش اومد چرا برا بقیه پیش نیومد؟ یه لحظه دو به شک شدم که نکنه روح خنگولیکا(*) در من حلول کرده!
    سوالی که مطرح شد این بود که:
    ببین وقتی داری درباره روح زمانه حرف می زنی اولین چیزی که به ذهن آدم می رسه اینه که روح زمانه نسبیه! یعنی این نسبی بودن بیشتر از خود تعریف تو صورت آدم می خوره. بعد وقتی اسم روح دین رو آوردی اولین چیزی که بهش فکر کردم این بود لابد می خوای به این نکته اشاره کنی که باید با زمانه پیش رفت و اینکه بعضی از احکام نسبی هستن و تغییر می کنن.اما وقتی روح دین رو تعریف کردی تنها چیزی که حس نکردم ارتباط اون با روح زمانه بود. یعنی این روح دین رو که مطرح کردی خیلی ثابت و غیرقابل تغییر بود برعکس روح زمانه.
    راستیش می خواستم بگم که این دوتا (روح دین و روح زمانه)اصلا در کنار هم ترکیب قشنگی رو درست نکردن و روم به دیوار یه خرده می خورده تو ذوق! (البته ببخشید.)
    باز هم می گم که ممکنه روح خنگولیکای بزرگ در من حلول کرده باشه!

    * روح خنگولیکا: خنگولیکا روح سرگردانی می باشد که به دنبال حلول در جسم جانوارنی به اسم انسان است.از نشانه های حلول خنگولیکا بی دقتی مضحک می باشد که با گیج بازی همرا است.
    ر.ک به دایره المعارف توتک صانعی جلد 5 .صفحه 1342. پاراگراف دوم.خط پنجم.
    متشکرم

  7. روح دین….
    روح دین….

    چی بگم؟
    روح دین کدوم برگ از زندگیمون بود که انداختیمش دور؟
    روح دین…نمی آد.فقط با اومدن خودش روح دین هم میاد.شاید بتونیم فقط به روح دین نزدیک بشیم.
    منم چه شوخیها می کنم ها! تو این دوره زمونه دین فقط همون اسمش مونده و بس. دین… دیندار… خیلی وقته معنیش رو گم کردم.
    کدوم برگ از زندگیمون بودکه انداختیمش دور؟

  8. راست می گی.
    با اینکه منآباد قشنگه! اما فعلا به درد من نمی خوره.مناباد رو خیلی دوست دارم.اما اینجا یه جوریه. خودمم یه خرده به شک افتاده بودم. یعنی حقیقتش همون اول هم قرار نبود اسم منآباد برای این وبلاگ باشه.قرار بود یه خونه جدید…
    اما خب…
    ضمن اینکه دلم برای یه گونی کود حیوانی خیلی تنگ شده بود(نخند.اصلا خنده دار نیست).
    کود حیوانی فقط اسم نیست.برا من یه خاطره س.( بازم می خندی؟ می گم نخند.) یه خاطره از یه دوست.( دوستم گاو نبود.سوء تفاهم نشه) بگذریم.
    وبلاگ ما همون کود حیوانی شد.اما با زیرنویس قبلی.
    چقدر این شعر قیصر امین پور رو دوست دارم:
    حرفهای ما هنوز ناتمام.تا نگاه میکنی:
    وقت رفتن است.
    باز هم همان حکایت همیشگی
    ……..
    ******
    راستی یه جوابی می خواستم بهت بدم دررابطه با اون موضوعی که تو وبلاگ موج گفتی.ببین منظور من بیشتر فیلمها و سریالهامون بود. مخصوصا فیلمها. یه بار دقت کن.
    ******
    یعنی واقعا روز پدر شد؟
    روز پدر رو به پدر شما و پدر خودم و پدر دوستانم و همه پدرهای خوب عالم تبریک می گم.

  9. سلام

  10. سلام
    این دفعه چی شده بود خیلی کم نوشتید؟
    چه خبر شده؟
    این دفعه من احساس کردم این فونتی که شما با هاش نوشتید تغییر کرده؟
    تغییر نکرده؟
    این محیط فونت درشت تری نداه؟

  11. می دونید چرا یهو پریم به این فونت :
    خب نمی دونید چند وقت پیش به این مدیکو می گفتم یکم بزرگتر بنیس من چشم درد گرفت از بس که این مورچه های تو در تو را خواندم هی از من اصرار هی از اون انکار
    می گفت در این محیط فونت درشت تر یافت نمی شه؟(جای بسی تعجب)
    بالاخره صحبت به ابن جا کشید که شما از فونت درشت تر و بهتری استفاده می کنید و قرار شد اون از شما تقلید کنه.
    اما حالا من می بینم من واقعا مشکل چشمی دارم
    این فونت هم که خیلی کوچیک.

  12. ای بابا کامنت بالا چند حرف جا مانده شما درست بخوان.

  13. حرفی نمیزنم باید فکر کنم اینو واسه این گذاشتم که بفهمی اومدم بهت سر زدم

  14. سلام دوستم جندين هفته از دستم راحتي !! سفري دارم..بهتر ه زياد به عمق دين نرويم بهتره يك دين عرفي داشته باشيم راحتتريم . در غير اينصورت براي قالبها بايد توجيهات و تعصبات لجبازانه و خودخواهانه داشته باشيم. بنويس و بخوان ولي براي قالبهاي كه نسل به نسل منتقل مي شود با احتياط تبليغ كن!! بهتره علي كوجك را ول كني تا راحتر بنويسي!! راستي دوست عزيز سيستم خيلي اينها را تبليغ ميكند!! بهتر نيست من و شما حرفهاي جديد داشته باشيم ؟؟؟ قصد جسارت نبود

    Ali

    سلام
    ممنون از نظرت. به محض اینکه فرصت کنم حرفهامو در این مورد می گم.
    شاید تو یه یادداشت جدید .

    Ali

  15. دوست عزيز خيلي دلم هواي جوابهايت را كرده بود نوشتي كم ميام شما بيكار شدي من كار دبله 5تا6 هفته نمي توانم بيام!! واقعا دلم كرفت محيط مجازي و اين حرفها عاطفه !!

  16. درود درود دروووود!
    احوالات جناب؟
    ببین من رفتم ،مردم و باز زنده شدم و این همه روح زمانه نیز تغییر کرد!
    اما این هنوز یاد نگرفته مشخصات منو حفظ!!کنه!
    ببین!ببین!
    دیدی؟
    ***
    دلمان بسی تنگولیده بود جانا!در این وقفه ی عظیم!
    حالا هم انتظار نداری بعد از این مدت که تازه مخم از کما دراومده،در مورد روح دین نظر بدم که؟هان؟
    نه خب اگه این شرایط رو نداشتم،حتما نظر میدادم!
    میدادم!
    می دونی که نظر میدادم!!

  17. سلام
    فکر کنم جواب سوالتونو توی این پستم بگیری ننه
    جای شما خالی سفرمان خوب بود و هنوز هم ادامه دارد…
    شما هم خسته نباشی بابت نقل مکان و جا به جایی

  18. راهنمایی:کولی = چادر نشین( فکر کنم همان ایلات وعشایر خودمان)

  19. روح دين.؟

  20. سلام. دیگر وقتی می نویسم عدالت نمی خوانم عدالت ، مفاهیم در حال زایل شدنه . به همین اعتبار روح دین هم ضربه می بینه . یا علی


دیدگاه‌تان را بنویسید:

XHTML: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.