جامعه فقهی! کافی یا ناکافی ؟
می 30, 2008 at 1:08 ب.ظ | In دین | 28 Commentsموضوع فقه “افعال مکلفان ” است.فقهاء شیعه قائل به آنند که احکام فقه تابع”مصلحت” و “مفسده ” است . اگر فعلی از افعالِ ممکنِ مکلفان،نهی شده ناگزیر مفسده ای داشته و چنانکه این نهی به سر حد “حرمت” برسد این مفسده، مفسده ای بوده ملزمه !از سوی دیگر چنانکه فعلی مورد رضایت شارع باشد و بدان “جواز” داده باشد دارای “مصلحت” است.مصلحت و مفسده اما اموری نیستند که لزوما عقول بندگان را راهی به آنها باشد . اینکه شارع فعلی را مورد نهی قرار داده و دیگری را حکم جواز داده ،خود کاشف از مفسده یا مصلحت درون آن فعل است حتی اگر عقول بندگان آنهارا درک نکنند .
میراث فقه و فقهاء شیعه میراثی است بس پر شکوه. نشانگر جد و جهد بی اندازه فقهاء در فهم تکالیف بندگان .فقه در دین و مذهب اسلام و شیعه جایگاهی بس گرانبها داشته و دارد .عمل به احکام فقهی همواره مورد توجه بندگان و متدینین بوده و هست. احکام فقه احکامی هستند که پشتوانه ثواب و عقاب اخروی را به عنوان ضمانت اجرا در پشت سر خود دارند .ارتکاب فعل حرام ، عقاب و انجام فعل مورد رضایت، ثواب را به همراه خود خواهد داشت .
به نظر می رسد مکلفی که به احکام فقهی آنگونه که گفته شده عمل کند رضایت خاطری خواهد داشت بابت عمل به امر و نهی شارع ! و مطمئن از بابت آن .
پرسش اما این است : آیا فقه تمام دین است ؟!آیا جامعه آرمانی مورد نظر شارع در انجام احکام فقهی خلاصه شده است ؟!
واقعیت آن است که خود من پاسخ سرراست وقطعی به این سوال ندارم .کسانی که تنها و تنها فقه را ملاک عمل قرار می دهند بی گمان صاحب منزلت هستند و ارجمند .پرسش من اما از موضعی دیگر مطرح می شود .پرسش از کافی بودن فقه است در بنا کردن جامعه ای دینی! به گمانم احکام فقهی احکامی هستند از موضع میانه و انجام تام و تمام آنها لزوما جامعه ای دینی بنا نمی کند . جامعه فقهی مسلما از قبل آن بر می آید، جامعه دینی اما مورد سوال است و اما و اگر .بخش مهم و غیر قابل چشم پوشی دین ، اخلاق است . اشتباه نشود! احکام فقهی همچنانکه که گفته شد تابع “مصلحت” و مفسده” هستند پس به ناگزیر غیر اخلاقی نیستند .سخن اما بر سر آن است که لزوما به تمام اصول اخلاقی حکم نمی کنند . به خاطر همان میانه بودن شاید !”اخلاق” به گمانم از این “میانه” فراتر می برد ما را .
برای وضوح بیشتر این حرف چندین مثال در ذهن دارم . بعضی از مثالها به گمانم برخورنده باشد شاید. ناچارا از بعضی درمی گذرم و به یک مثال اکتفا می کنم .
فردی را در نظرآوریدکه به کسبی مشغول است و به لحاظ فقهی حرجی بر او وارد نیست. از هر کجای فقه که به آن نگاه کنی کسبش اشکالی ندارد.از موضعی دیگر اما که نگاه می کنی می بینی کارش خون مردم در شیشه کردن است. فرد مفروض اتفاقا آدم معتقدی است. حساب سال دارد و خمسش را هم سر سال می دهد و اتفاقا اهل نماز و روزه هم هست .هر چقدر که بالا و پایین کنی به احکام فقه عمل کرده و می کند .و قس علی هذا !
سوال اما باقی می ماند که این “همه” چیز است ؟!به نظر اما چیزی کم است .
نظر من در این باره پر از نقص است و خامی حتما و نیاز دارد به آنکه بیشتر و بیشتر مورد تامل قرار بگیرد.
تا کنون 28 نظر داده شده »
RSS برای دیدگاههای این نوشته. آدرس دنبالک
دیدگاهتان را بنویسید:
وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.


سلام
اووول!!
برميگردم!
Comment با مانيا — می 30, 2008 #
سلام
اولا اینکه بسیار مشعوفیم از اینکه حالت خوب شده.
********
ببین بشینی با خودت یه جلسه مطبو عاتی بذاری می بینی که 95 در صد که نه 90 در صد از پسر ها تعریف کردن ندارن. البته قاعدتا این در مرد دختر ها هم صدق می کنه.می مونه اون 10 در صد باقی که اگه ازشون تعریف کنی باید راهی بیمارستان بشی. چون باد می کنن و اینقدر بالا می رن تا کله شون بخوره به طاق. البته ببخشیدها!!
********
شما تنها کسی بودی که به اون قسمت صدا و سیما اشاره کردی. ممنون از اینکه تلاش من رو در جهت دو طرفه توضییح دادن متوجه شدی.
*********
در مورد لعنتها :اونموقع داغ بودم و عصبانی.می دونی من یه زمانی چقدر با این حرف کنفسیوس زندگی کردم. مرسی از یادآوری
Comment با موج — می 30, 2008 #
جمله اول پستت رو که خوندم فهمیدم باید روش فکر کنم.
برمی گردم
Comment با موج — می 30, 2008 #
اين مقاله ات اوخ اوخ اوخ اوخ اووووووووووووووخ مثل رساله بود فكر نمي كنم براي اين داستانها جوابي قانع كننده بكيري!!!!
Comment با بيكار — می 30, 2008 #
البته دست به قلمت خوبه ولي در اين مملكتين!
Comment با بيكار — می 30, 2008 #
سلام
قبل از هر چیز ابراز تاسف می کنیم بابت اول نشدن.
و اما درمورد بیماری:
جدا خوشحال و مشعوف شدیم که یکی از اهالی نت و دنیای مجازی هنوز زنده است و می نویسد و برگشته.ما که این اواخر به فکر نگارش یک آکهی ترحیم افتاده بودیم ولی خب خوشبختانه کار به آنجا نکشید.
(واقعا از اینکه می بینم حالت به جا اومده خوشحالم.این روزها جای یه برادر توی نت به شدت خالی بود و توی ذوق می زد.خدا رو شکر می کنم که این برادر سالم شده و برگشته.)
امان از این ویروسها، ان شاءا… همیشه سرشار از سلامتی و خوشی و تندرستی باشی.
حالا جدا بگو چقدر از امر خطیر خرخونی عقب افتادی؟نکنه اون روزا هم می شستی درس می خوندی؟
Comment با مدیکو — می 30, 2008 #
و اما در مورد پستت:
در مورد فقه اطلاعاتم به هیچ وجه من الوجود کامل نیست.پس بذار سوالت رو بی جواب بذارم.نه اینکه جوابی اصلا نباشه.چرا هست.اما فکر می کنم مصلحت این باشه که سکوت کنم.سکوت می کنم چون فکر می کنم علمی به قضیه ندارم.
و اما درباره حرف هایی که زدی.راستش ذهنم رو مشغول کرده.مثال اخری که زدی خیلی به فهم موضوع کمک کرد.خیلای زیاد.
تازه یبادم افتاد که قبل ترها منم به یه همچین چیزی فکر کرده بودم منتها نه به این حرفه ای.من همیشه حالا نه دقیقا به شغل که به خیلی از کارها فکر کردم که به ظاهر عامل به اون کار هیچ گناهی مرتکب نمی شه اما در باطن کارش اخلاقی نیست.اولین بار هم که یه همچین فکری کردم برمی گرده به زمان طفولیت خودم که وقتی نمی خواستم جواب سوال مامانم رو بدم و فکر می کردم باید چی کار کنم یه جوابی گفتم که عمرا دروغ نبود.اما من واقعیت رو به نحوی که گناه نباشه در ذهن مامانم تحریف کردم.یا خیلی چیزای دیگه که خودم عملا مرتکبشون نبودم اما دیدم در اطرافیان که شامل موضوع مطرح شده تو بودن.
خیلی پرحرفی کردم.تو هم که دوران نقاهت رو می گذرونی باید بری استراحت کنی.
پس فعلا خدافظ.
راستی بازم می گم که کلی از بابت سلامتی شما خرسندیم.
Comment با مدیکو — می 30, 2008 #
دوست عزيزم علي جان سلام و درود بي پايان بر شما
سپاس آمدنت هر چند هم كه دير باشد ، چون چشمم روشن ميشود
و متاسفم از اينكه بيماريت اينقدر شديد و جدي بوده
اميدوارم به جز سلامتي و شادي و موفقيت ، گرفتار هيچ چيز ديگري نشوي
از پست جديدت ديدن كردم اما راستش هنوز هم قد سياست و اين حرفها نشدم كه
تازه بخوام براش نظرم بذارم
پس فقط به احوال پرسي و عيادتت ختمش ميكنم
سلامتي و شادي و پيروزيت رو از خداي مهربان خواهانم
در پناه دوست باشي
(راستي اينم يك دسته گل زيبا براي عيادت ، حيف كه نامرئيه)
Comment با شري — می 31, 2008 #
سلام بي مقدمه :
گفتي فقه رو اجرا كنيم برسيم به جامعه ديني …يه سوال ..مگر اسلام ،همون اسلام ناب دين انسانيت نيست ….؟خوب پس با اجراي اون ميرسيم به جامعه انساني ..فقه يك تيكه از اسلام …شايد فكر ميكنيم فقه ما همه چيز رو در خودش جمع كرده و كامله ..نه كامل نيست ..
خيلي جاها از خيلي هاي ديگه كامل تره ولي نه اوقدر كه صرفا با اجراي اونو كنار گذاشتن همه چيز ما بتونيم جامعه خوبي داشته باشيم ……
متاسفانه بر عكس خيلي ادعا ها من فكر ميكنم فقهي كه شكل اجرايي داره و يا نداره يعني هنوز اجرا نشده ..باز هم كامل نيست به اون صورت كه ما بخوايم فقط از اون استفاده كنيم
Comment با مسالينا — می 31, 2008 #
فكر ميكنم وبلاگت پر مخاطب شده و مسلما همه كسايي كه ميان اينجا نه طلبه هستن نه خيلي آگاه و دانشمند ..كاش وقتي طرح مسئله ميكني جواب هاي خيلي محكم تري داشته باشي ….
Comment با مسالينا — می 31, 2008 #
سلام علیکم
قبول کن که اینجا نمی شه در مورد این مسائل بحث کرد.می دونی من مثل تو رو کیبورد زندگی نمی کنم.
بنده از بیخ ایرادی را وارد می دانم که ان شاءالله بعداً مفصل صحبت می کنیم اما همین مفسده و مصلحتی که بنای بحث شماست،تا کجا می توانند تعیین کننده باشند؟اصلا چه کسی مخواهد تشخیص دهد که مصلحت چیست؟آیا اطلاعاتش کافی است؟آیا کلان نگر است؟ اصلاً درز حال حاضر امکان اشراف در همه ی زمینه ها هست؟تا حدی که بتوان مصلحت را تشخیص داد؟
اصلاً مصلحت می تواند سره حقیقت و عدالت را ببرد؟که می برد.
مفسده نیز همچنین.خیلی کلی گفتم.حال ندارم بنویسم.اما حرف زیاد دارم.
سوال کنید از من قبل از اینکه از بین تان بروم.
Ali
سلام
راستش کامنتت بهانه ای شد برای اینکه یه مقدار بیشتر توضیح بدم این یادداشتو !
منظور از “مصلحت” ی که اینجا گفتم کلی توفیر داره با اون یکی “مصلحت”! یعنی در واقع اصلا منظورم “مصلحت” در عرصه حکومتداری نبود!
مصلحتی که اینجا گفتم مصلحتیه که تو همین احکامی هست که بهش عمل می کنیم …یعنی مثلا تو نماز، روزه، یا هر حکم فقهی که مطرح می شه . تو این احکام این طوری می گن که مثلا چرا شارع به این فعل امر کرده و چرا از اون یکی نهی کرده ؟! در جواب می گن احکام جعل شده از طرف شارع تابع مصالح و مفاسد هستن ! یعنی اگه فعلی مصلحت داشته باشه بهش امر می شه و اگه مفسده داشته باشه ازش نهی می شه ! حتی اگه عقول آدما متوجه اون مصلحت یا مفسده نشه اما از همین امر و نهی شارع متوجه می شیم که حتما مصلحت یا مفسده ای داشته !
پس با این توضیح در واقع مشخص می شه”شارع” در این موارد تشخیص مصلحت یا مفسده رو می ده ! و این با “مصلحت” ی که در مورد حکومتداری مطرح می شه مقادیری متفاوته !و با این وصف بقیه موضوعات قابل طرح نیس !
حالا پرسش اینجاس ! با وجود اینکه این احکام دایر مدار مصلحت و مفسده و می چرخن اجرای همینا برای ما جامعه “دینی” به بار می یاره ؟! گاهی فک می کنم یه جورایی یه چیزی کمه !
درمورد اون مواردی هم که گقتی یادم باشه حتما ازت بپرسم قبل از اینکه البته منو از دست بدی !!!! : D
Ali
Comment با متولد آذر — می 31, 2008 #
سلام
برگشتم…!
***
اتفاقا من بر عكس بچه ها مي خواستم تشكر كنم بابت مطرح كردن مباحثي از اين دست كه نياز به خوندن و فكر داره…. بار اول هم كه اومدم همه پست رو خوندم. اما ترجيح دادم يك بار ديگه هم بخونم و بعد نظر بدم( حالا انگار چي مي خوام بگم!!) مطرح كردن مسائلي از اين دست كه نياز به فكر داره براي ذهن هاي ما كه عادت كرديم به سريع خوندن و سريع جواب دادن و سريع… ، انگار كه همه، مطلب رو قبل از خوندن حفظيم خيلي خوبه.، اصلا در حد عالي!
***
من اونقدر آگاه نيستم كه بخوام جوابي بدم يا حتي نظري… اما خب فقه جزء اي از دينه.همه ي دين كه نيست پس طبيعتا براي جاهاي خالي كه باقي مي مونه بايد با باقي اجزاي دين پرش كرد…
ببيشتر از اين اصلا نميتونم حرفي بزنم يا نظري بدم كه پس فردا بتونم خودم هم ازش دفاع كنم
اما يه لطفي لطفا!! در صورت به جواب رسيدن حتما روي وبلاگ قراربده
يا حق
Comment با مانيا — ژوئن 1, 2008 #
سلام
ببین اگه راس می گی خودت آپ کن.
من الان خودم هیچ مدله آپم نمی آد.
نمی دونم اصلا باید درباره چی بنویسم.در حالیکه مغزم پر از موضوعاییه که همیشه دلم می خواسته بنویسمشون.
چقدر پشیمونم که چرا از مشهد آپ نکردم.چقدر دلم می خواست حرف بزنم و حالا انگار همه لغات گم گور شدن.
Comment با مدیکو — ژوئن 2, 2008 #
نمی دونم شاید نوشتم.
و شاید این یکی هم رفت قاتی خیلی از حرفا که هیچ وقت زده نشد.
به هر حال بدم نمی آد یه چند وقتی اصلا سیستم نظرخواهی رو غیر فعال کنم.
نمی دونم شایداین کارو نکردم.
Comment با مدیکو — ژوئن 2, 2008 #
سلام حاج آقا
رفعععععع كسالت شده الحححححمدلله؟؟؟
فقط اين شعر به يادم اومد.:
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید…
ستار گلمکانی صاحب بزرگترین
بنگاه ملک و ماشین شهر
۱ماه تکیه راه می اندازد
و خودش در روز تاسوعا
سر مردم گل می مالد
و ۱۱ ماه هم سرشان شیره!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید…
قدرت سامورایی!
شب ها در تکیه لخت می شود
و میانداری می کند
و روزها مردم را لخت می کند
و زورگیری …!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید…
فرشید پوسترهای گلزار و مهناز افشار
را از بساطش جمع می کند
وآخرین ورژن! پوسترهای علی اکبر (ع)
و حضرت عباس (ع)
را در بساطش پهن …!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید…
آقای صولتی
تا پایان اربعین تمام پاساژش
را سیاه می کند
و تا آخر سال هم مشتری هایش را!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید…
قادر روزهای تاسوعا و عاشورا
قمه می زند و علم می کشد
ولی در ماه رمضان
سیگار ازلبش نمی افتد!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید…
سیامک چشم چران!
که پاتوقش همیشه خدا
نزدیک مدارس دخترانه است
در دسته جات عزاداری
اسفند دود می کند!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید…
نیما پشت ماکسیمایش می نویسد
“من سگ کوی حسینم”
ولی هیچ وقت از چارلی!
سگ ۱۱ماهه اش دور نمی شود!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
وب سایت
نویسنده: نسیم
پنجشنبه 27 دی1386 ساعت: 12:46
چون وقتی محرم می آید…
حاج مجید مداح معروف شهر
بابت ۷ ساعت مداحی
حقوق ۵۰ روز
یک کارگر را می گیرد!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید…
جباری رییس شرکت
لبنیات شیر تو شیر!
۳۰شب شیر صلواتی
به خلق خدا می دهد
و ۳۳۵ روزهم
با اضافه کردن آب
شیرشان را می دوشد!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید…
به جای آنکه ما
بر مصیبت مولا بگرییم
مولا بر مصیبت ما می گرید!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید…
حاج آقا کلامی
۹شب مردم را به تقوی دعوت می کند
ولی در شب دهم
سر زود پایین آمدن از منبر
با هیت امنا دعوی می کند!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید…
هیت امنای مسجد …علیه السلام!
درست وقت اذان ظهر عاشورا
اطعام عزاداران را شروع می کنند
و بعد از آن با انرژی و فلوت!
سینه می زنند و گریه می کنند !
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید…
کل یوم عاشورا
یعنی…۱۰ روز و شب …غم گریه
کل ارض کربلا
یعنی…چند مسجد و چند تکیه !
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی خورشید
عصر عاشورا غروب کرد
او هم می رود
گل
Comment با مهران — ژوئن 2, 2008 #
[گل]نیلوفرانه با گفتگویی با خدا به روز است قدم رنجه فرمایید[گل]
Comment با شري — ژوئن 2, 2008 #
سلام
به تازگی داستانکی در مورد جنگ نوشته ام که ازت دعوت می کنم به این آدرس بری و نظرتو در موردش بهم بگی.ممنونم از لطفت . http://j-jang.blogfa.com/
Comment با مهران — ژوئن 3, 2008 #
داستان 43
Comment با مهران — ژوئن 3, 2008 #
سلام
ببین حالا اشکال ندارم اول نشدی.
در ضمن نمی خوای آپ کنی دیگه؟
باشه!باشه!
هر جور خودت می خوای.
ولی آپ کن.
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپ کن.
اگه ممکنه و درس های اجازه می ده.
Comment با مدیکو — ژوئن 4, 2008 #
قصدم واقعا تطبيق حديث با جامعه نبود فقط فتح بابي براي اين موضوع بود
دومين مسئله راجع به پيشنهادتون . واقعيت اينكه اين پيشنهاد وقتي به مرحله عمل مي رسه با شكست مواجه مي شه
اساسا روانشناسان مي گن بايد بين زن ومرد اختلاف 3 تا 6 سال باشه . چرا كه هم زن و هم مرد در يك نقطه از زندگيشون از نظر جسمي افت مي كنن.و پير تر مي شن اونوقت اگر مرد از زن جوانتر بنظر برسه قوز بالا قوزه و مرد فيلش ياد هندستان مي كنه و بايد بره سراغ زن دومو ، متعه . اينجور حرفا
من چنتايي رو سراغ دارم
Comment با فردا — ژوئن 4, 2008 #
بابت نظراتت به شدت به شدت به شدت ممنونم.
منم خودم کلی خندم گرفت.
برمی گردم و نظراتم رو به شکل مدون بیان میکنم.
فقط آپ کن خواهشا جناب سلطان
Comment با مدیکو — ژوئن 4, 2008 #
به هر حال واقعيت جامعه همين هست . جمعيت دخترا به سرا ميچربه و من هم انتظاري بيشتر از انچه كه گفتم ندارم
Comment با فردا — ژوئن 4, 2008 #
منم همینجا لازم می دونم به شدت موافقتم رو با نظر سبا اعلام کنم.
Comment با مدیکو — ژوئن 4, 2008 #
در ضمن در اسلام توصیه شده مرد در این مواردی که می گم از همسرش برتر باشه:
1- سن
2- علم
3- ثروت
و همسرش هم در این مورد از مرد برتر باشد:
زیبایی
Comment با مدیکو — ژوئن 4, 2008 #
سلام
می گم نظرت چیه آپ کنی؟
راستش کامنتایی که گذاشته بودی کلی خنده دار بود(فک کنم اینو قبلا هم گفتم)
مخصوصا اونجا که گفته بودی:حتما یه جای کار می لنگیده.
خیلی باحال بود.
Comment با مدیکو — ژوئن 5, 2008 #
راستی من یه مورد دیگه رو یادم رفت تو اون کامنتی که درباره موارد برتری آقایون به خانم ها بنویسم.
اشکال نداره اینجا بگم:
مورد آخری “قد” بود.
توصیه شده از نظر قد بلندتر از خانمشون باشن.
گفتم بگم که کامل بشه.
صحبتهای شما رو هم درباره شکستن عرف و ین حرفا رو هم شنیدم اما از من می شنوی به ریسکش نمی ارزه.یعنی خیلی بستگی داره طرف مقابل کی باشه.
Comment با مدیکو — ژوئن 5, 2008 #
در ضمن آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآپ کن.
می شه؟
Comment با مدیکو — ژوئن 5, 2008 #
فكر كنم مي خواي ركورد من رو تو آپ نكردن بشكني
مي توني اين كار و بكني ولي موفق نمي شي
چون كسي تا بحال نتونسته رو دست من بلند بشه
Comment با فردا — ژوئن 5, 2008 #