اعتذار

می 25, 2008 at 11:53 ق.ظ | In روزمره گی | 13 Comments

عرض به خدمتتون که  این چند روزه به شکل عجیب و غریبی مریض شدم و همچنان هم کمابیش ادامه داره .الان بالاخره بعد از این چند روز تونستم بیام اینو بگم…غرض،عذرخواهی بود بابت این غیبت ناخواسته! اگه تو این چند روز مفقودالاثر شدم دلیلش همین بوده و بس!

*احتمالا ادامه دارد …

***

 اون موقع که اینو نوشتم واقعا فک کردم “ادامه دارد” ولی الان می بینم همچین ضرورتی هم نداره این “ادامه دارد ” !..به هرحال سودی از قبل خوندنش عاید نمی شه !

از خود این مشکل پیش اومده که ییهو ظاهر شد می گذرم …ظاهرا ویروسی بوده که یه مقدار هم این روزا شیوع پیدا کرده ..ولی برخورد دکترها واقعا برای من عجیب بود..نه همه ولی به هر حال یه قسمت قابل توجه !برای منی که از بچه گی عادت کردم داروها رو بدون اینکه بفهمم به چه دردی می خورن نخورم خیلی بیشتر این برخوردها عجیب بود !والا ما که تو این فیلمهای کفار از خدا بی خبر می بینیم دکترها مریض رو توجیه می کنن و تا مریض متوجه قضیه نشده حرفها رو ادامه می دن ! یا اصلا همین “یانگوم”!! همون قضیه نبض گرفتن !

خب من پیش چند تا دکتر رفتم …ولی اصلا حرفهای من خیلی مهم نبود انگار !! همین جور از قبل نسخه ها آماده بود فک کنم !…منم که اصلا نمی تونم بدون اینکه علت نوشتن دارو رو بفهمم مصرفش کنم از این دست می گرفتم و از اون دست هم می ذاشتمش کنار !یکی از دوستانم بهم می گه آخه مگه تو دکتری ؟! دکتر نیستم ! اما بلانسبت خنگ هم نیستم دیگه !…اون اوایل پیش چند تا دکتر رفتم که انصافا یکی خیلی دکتر خوبی بود و تشخیص درستی هم داده بود  اما به هر حال بعد از 2  3  روز پیش دکتر متخصصی رفتم. بعد از چند تا سوال نه چندان مرتبط نسخه ای نوشت که بیا و ببین !! این حاشیه های نسخه دیگه جا نداشت واقعا ! اگه جا می شد حتما داروها هم اضافه می شد ! وقتی ازش پرسیدم اینا چیه اون وقت ؟! گفت شما همینا رو استفاده کن به هیچی دیگه هم نمی خواد فک کنی ! بینشون 6تا آمپوله که خیلی هم درد داره !! (مرسی آقای دکتر!) ..بعد که دید من خیلی دارم سوال می کنم بلند شد و محترمانه اشاره کرد برم بیرون !! خسته نباشید واقعا !…منم که معمولا اول خودم تشخیص می دم و بعد می رم دکتر که تایید حرف خودمو بگیرم، رفتم پیش یه نفردیگه و این یکی اتفاقا حرفای خودمو تایید کرد و داروی خاصی هم نداد ! همون قضیه ویروسی بودن و دوره داشتن رو تکرار کرد…چقدر فاصله بود بین این یکی و قبلی !

مامان مربوطه هم تو این روزا دائما تکرار می کرد این مریضی از گوجه سبز* است و بس !! حالا هر چی من می گم اون گوجه سبز ها مال 60 قرن پیش بود که خوردم ولی از من گفتن و از مامان مربوطه انکار !! قرار شده دیگه طرف گوجه سبز نرم تا از بلایای مربوطه و غیر مربوطه دور بمونم …ولی من و گوجه سبز نخوردن ؟!!….حاشا و کلا !

مامان مربوطه عزیز خیلی خیلی اذیت شد تو این روزا ! شرمنده تم .و ممنون بابای مربوطه !

خدوند همه مریضها را شفا دهاد !

________________

* یحتمل بعضی ها به گوجه سبز می گن “آلوچه ” !

تا کنون 13 نظر داده شده »

RSS برای دیدگاه‌های‌ این نوشته. آدرس دنبالک

  1. اول
    هنوز نخومدم چي نوشته ايد

  2. برات ارزوي بهبودي مي كنم

  3. سلام
    خدا بد نده برادر!
    واقعا وقتی شما نمیای تو نت معلومه که اتفاق خاصی افتاده.پس مریض بودی.
    ان شاا… زود خوب می شی. ما دعا گو هستیم

  4. به امید خدا بهتر می شی.
    حالا چی بود مریضی؟

  5. علي جون سلام
    ان شاالله زود خوب بشي.
    توي دوتا از آپهايي كه كردم جات خاليه

  6. علی جان دوست عزیزم سلام
    خدا بد نده آقا
    انشااله که هر چه زودتر سلامتی مبارک بازگردد
    و فرصت سرزدن به مارا هم داشته باشید
    جایتان این چند روزه بسیار خالی بود
    سلامت باشید و در پناه دوست

  7. سلام
    ننه بلا دوره
    انشاالله خوب میشی
    ببینم دوباره کالباس که نخوردی؟

  8. من هم این بار از خودم نوشتم……

  9. من اگه جای شما بودم دیگه تا اخر عمر لب به گوجه سبز نمی زدم!

  10. سلام
    ببخشيد دير شد… به شدت اميدوارم هر چه زودتر كاملا سلامت سلامت بشيد!
    از بچه ها جوياي احوال بودم… چي شد يهو آخه؟
    **
    منم فكر نكنم به اين راحتي ها بشه براي كسي بشه از اين دعا ها كرد!! شهيد مطهري ميگه ( نقل به مضمون) اين جريان مثل بلا و مصيبت مي مونه كه سختيش باعث اجر ميشه..!!!
    به شدت اميدوارم به شدت سلامت باشيد!
    يا حق

  11. سلام
    ببخشيد كه دير شد….! اميدوارم سلامت سلامت باشيد!
    از بچه ها جوياي احوال بوددم .چي شد يهو اخه؟
    ****
    منم فكر نكنم به اين راحتي ها بشه براي كسي اينجوري دعا كرد! شهيد مطهري مي گه ( نقل به مضمون) يه هميچين جرياني مثل مصيبت و بلاست كه سختيش باعث اجر ميشه!!!
    به شدت اميدوارم به شدت سلامت باشيد!
    يا حق

  12. بيا اينم ورد پرس!!
    يه سري ثبت نميكنه!
    بعد مجبوري دوباره بنويسي! بعد …!
    يا حق

  13. سلام احساس كردم تو كامنت ايندفعه يه خورده طعنه و ..وجود داشت دليلش چي بود؟

    اميدوارم بهتر بشي ……..


دیدگاه‌تان را بنویسید:

XHTML: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.