ما و استبداد !
آوریل 18, 2008 at 1:30 ب.ظ | In سیاست | 24 Commentsتاريخ معاصر ايران را اگر از مشروطه بدانيم پراست از وقايع جور واجور ! از هر نوعي که بخواهي ! همه اش اما در يک نقطه مشترکند ! “اعتراض” ! بر هم زدن وضع موجود ! به هر طريقي ! قيام، شورش، کودتا ، اصلاحات و انقلاب ! ما هميشه معترضيم !از خود مشروطه بگير تا برسي به نهضت ملي ! و بعد هم کودتاي رقت بار و تاسف انگيز 28 مرداد ! براي من فوق العاده اين کودتا تلخ بوده ، هست و خواهد بود ! بعد هم که انقلاب 57 را در تاريخ معاصرمان حک کرده اند ! در مورد بعد از آن قرار نيست چيزي بگوييم فعلا !
بعد از جنگهاي ايران و روس نوعي “بيداري” در ميان ما ايرانيان ايجاد شد که ما عقب مانديم ! کم کم پذيرفتيم آن همه افتخار و شکوه مدتهاست که به پايان رسيده و ما اينک عقب مانده ايم ! ورود امواج مدرنيته کمي قبل از مشروطه به تحرکمان واداشت و بعد هم که اتفاقات بعدي ! قرار نيست اينجا تاريخ گفته شود ! …رفتيم به دنبال اينکه چرا عقب مانديم ؟!
از جمله نظرياتي که در مورد عقب ماندگي ما ارائه شد نظريه “استبداد” بوده و هست !..نظريه اي که مي تواند تاريخ ما را توضيح دهد. اينجا قرار نيست اين نظريه توضيح داده شود..پس حرفي از نظريه نمي گويم !
همه اينها را گفتم که بگويم مي شود نشانه هايي را ديد که نشانگر تاريخ استبداد زده ما هستند ! !استبداي که در ناخود آگاه اجتماعي ما سرشته شده است .
هرکسي را که مي خواهيم احترام کنيم يا بزرگش بداريم از لفظ شاه يا مشتفاتش استفاده مي کنيم. مثلا بارها و بارها شنيده ام که به امامزاده ها مي گوييم “شاهزاده “! يا حتي چرا جاي دور برويم ؟! وقتي مي خواهيم از زمان ظهور امام زمان (عج) صحبتي کنيم در آرزوي زمان “تاجگذاري” حضرتش حسرت مي خوريم !
در فرهنگ استبداد زده ما بايد “شاه” ي باشد که حرف آخر را بزند ! نمي توانيم تصور کنيم مي شود تصميمات به نحوي متکثر گرفته شود ! کاملا به صورت ناخودآگاه ! و اگر اين “شاه” عادل باشد که ايده آل است !
حتي ادبيات ما هم به گمانم پر است از اينها ! مثلا جايي ديدم که مي گفت “غير از هنر که تاج آفرينش است…” …همين نزديکتر! در کارتونهاي وطني که بعضا پخش مي شود مي توانيم ببينيم که اگر مي خواهند شخصيت را بزرگ کنند او را در هيبت شاه نشان مي دهند. اگر شاهي در کارتون حضور دارد طوري است که همه سر تعظيم در مقابلش فرو مي آورند به گونه اي که گويي همه در مقابلش بدهکارند و او طلبکار ! و اين کاملا طبيعي جلوه داده مي شود! نوعي فرمانبري محض را از حاکم مي شود ديد ! اطاعت بي چون و چرا ! اينکه همه در وجود يکي خلاصه مي شوند ! همه در عدم برخورداري از حقوق برابرند !!!
کسي شايد “آگاهانه” تقصيري نداشته باشد ! تاريخ ما استبداد زده است .قدرت در حافظه تاريخي ما بايد “متمرکز” باشد ! حتي اگر معترض باشيم !
24 دیدگاه »
خوراک RSS دیدگاههای این نوشته. شناسهی دنبالک
دیدگاهتان را بنویسید:
وبنوشت در وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.


اوللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللل
دیدگاه با سپیده — آوریل 18, 2008 #
ما دود و آتش ندیده اول می شیم مدیکو جون!!!
دیدگاه با سپیده — آوریل 18, 2008 #
قبول دارم هر بار تاریخ می خوانم حالم بد می شود و معتقدم ما ایرانی جماعت باید چوب بالای سرمان باشد…..
راستی اون لینکه دوتا از عکسهایش باز نمی شود و بقیه اش مشکلی ندارد
دیدید یا نه ؟
دیدگاه با سپیده — آوریل 18, 2008 #
سلام
من به شدت با یه سری از اخلاقامون مشکل دارم .
قبول دارم که ما ملت همیشه معترضیم. اما آیا بلدیم درست اعتراض کنیم؟بلدیم کی اعتراض کنیم؟اعتراض صاف تو صورت طرف می گیم یا در خفا پشت سرش؟
پشنهاد می کنم حتما این دوتا کتاب رو بخون:«جامعه شناسی خودمانی»و«پی نوشته هایی بر جامعه شناسی خودمانی»نوشته«حسن نراقی»نشر«اختران»
با اینکه یه چیزهایی رو که گفته می دونیم اما مطالب جدید هم زیاد داره و پرفروش بوده
دیدگاه با موج — آوریل 19, 2008 #
بابا ايوال شاه كردي!!!
دیدگاه با بيكار — آوریل 19, 2008 #
البته شاه كار كردي. ولي مرد تو از من بيكار تر ي هي هي مي نويسي اخر سرت را بر باد ميدهي!!! از قم خوشم نمياد!!!
Ali
تو این محیط مجازی بهت حق می دم که بخوای شناخته نشی ! اما به نظرم الان شرایط ما نا برابره ! بهتر نیست خودتو معرفی کنی ؟! به هرحال میل خودته !
هشدارتو در مورد “سر به باد دادن ” سعی می کنم جدی بگیرم !..به هرحال ناشناخته بودنت!! شک و تردید می یاره برای من !
در مورد “بیکار “بودن هم گمان نمی کنم این نوشته ها وقتی ازمن بگیره !به هرحال به نظرم از این جور کامنت گذاشتن بهتره !
Ali
دیدگاه با بيكار — آوریل 19, 2008 #
میبینم که سنت و مدرنیته زیبا کلام رو خوندی و جو این کتاب حسابی گرفته …
میخوای سرزنش کنی ملت رو ؟
میخوای بگی مقصر شمایید/
میخوای بگی هیچ کس جز خود ما مقصر نیست ؟
میخوای به استعمار غسل تعمید بدی؟پاکش کنی ؟
مثل اینکه قصدت یکی از اینهاست …
به هر حال خرده گرفتن به این ملت زیاد کار جالبی نیست شاه علی
دیدگاه با مسالینا — آوریل 19, 2008 #
راستی پیشنهاد میکنم از تو لینک های من به وبلاگ بازخورد یا همون نشاط خودمون سر بزنی …
فکر میکنم بتونید باهم تبادلات خوبی داشته باشید
دیدگاه با مسالینا — آوریل 19, 2008 #
راستی لغت شاه از یه جهاتی خوبه ….اینقدر گیر نده بهش
دیدگاه با مسالینا — آوریل 19, 2008 #
(از ماست كه برماست)
علي عزيز سلام
من اصلآ از سياست سر در نميارم و دوستش هم ندارم
چون ازش ميترسم ، چون سياست پدر و مادر نداره
و كسي هم كه اصل و نسب نداره معلومه ديگه ….
جسارت قلمت قابل ستايشه
اميدوارم در پناه يكتاي عالم سربلند باشي.
دیدگاه با شري — آوریل 19, 2008 #
علي جان سلام
من آپ كردم
نيلوفرانه را نيلوفرين كن
دیدگاه با شري — آوریل 20, 2008 #
سلام
یادم می یاد در یکی از نوشته هاتون از خوبی های وردپرس و ایراد ها و اشکالات بلاگفا گفتید اما فکر کنم این نکته را یادتون رفت:
این وب لاگ شما در موارد زیادی خطای ورد پرس از من گرفته نمی دونم چرا ، می آیم کامنت مزارم اما ثبت نمیشه چرا؟
دیدگاه با مرضیه — آوریل 20, 2008 #
علي … خوبي؟ ان حرفها از سر دلسوزي بود نه تهد يد البته در اين كشور هر حرفي بز ني كمي دلهره دارد. هر كي خربزه مي….
دیدگاه با بيكار — آوریل 21, 2008 #
از اينكه نوشتي شرايط ما نا برابره !!! خيلي حال كردم!!! كلي خنديدم. مرا نمشناسي ولي بخواهي كامنت نمي نويسم. وقتي مينويسم هي هي مي نويسي يعني فعال هستي . مرسي… من يك قسمت را قبول دارم كه ديكتاتوري در ما ريشه دارد. يك مثال خيلي ها دوست دارند بجه اشون دكتر بشود حتي اكر خود كشي كند !!!و هر ميز نشين ما به يك مستبد تبديل مي شود. ويا اينقدر مستبد هستيم كه حاضر نيستيم براي نان شبمان و يا سرويس بد دانشكاه هم اعتر اض كنيم فكر مكنيم سياست يعني شاخ ودم نه شاه غلام!!! هر اعتراضي حتي به بابا ومامان هم يعني سياست. سعي كنيم از سياست نتر سيم كه هراس ما بيهوده است.
دیدگاه با بيكار — آوریل 21, 2008 #
سلام علي جون
تا اومدم با علاقه اون بحث تاريخيت رو دنبال كنم ضد حال خوردم كه نوشتي قصد ندارم تاريخ بگم.
مي بينم كه بحث بودار ميكني و ….اما منم هميشه برام سوال بوده كه كجاي تاريخ اشتباه كرديم كه اينجوري از عرش به فرش افتاديم
گل
دیدگاه با مهران — آوریل 21, 2008 #
سلام
از وب مديكو ادرستون رو پيدا كردم و اومدم يه عرض ادبي داشته باشم
ديدين پرشين بلاگ ما هم چقدر پيشرفت كرده!!!!!!!!!
يه سر بزنين
ممنون ميشم
موفق باشي
دیدگاه با جام باده — آوریل 21, 2008 #
سلام
اولا که ” خواهش می کنم” و امیدوارم هم خوشت بیاد از کتابها هم برات مفید باشه
ثانیا بنده دوست دارم آپ کنم . موضوعش هم هست اما حسش نیست
دیدگاه با موج — آوریل 21, 2008 #
آیا خ.. خونیاتان تمام نشده است؟؟؟
دیدگاه با سپیده — آوریل 21, 2008 #
سلام
سلام
سلام
من خیلی عقبم!!!
باید بگم که مطلبت مثله همیشه یه چیزای مفیدی توش داشت؟؟؟
خودمون خودمون خودمون.
همش منتظر یه معجزه هستیم.یه روزی که دیگه اون روز جهان سومی نباشیم.نمی دونیم خودمون مقصریم.
گرچه اصل مطلبت یه مقدار تکراری بود اما از چیزایی که درباره کلمه شاه گفتی خیلی خوشم اومد.جالب بود.
دیدگاه با مدیکو — آوریل 22, 2008 #
یه چزی بگم؟؟
از این بیکاره اصلا خوشم نمی آدا !!!!!
احساس می کنم یه سه حرفی به اسم” ف ه م ” هنوز براش جا نیوفتاده.
و اینکه می بینم دوباره این جام باده هم اینجاس که!!!ببین بچه معروف شدی دیگه!
دیدگاه با مدیکو — آوریل 22, 2008 #
راستی چرا آپ نمی کنی؟؟
حالا ما که نباشیم که شصتا شصتا آپ می کنیا!!!
ما که حالا یه بار تو نتیم دیگه آپ نکردی؟؟؟
نه انصافه؟
دیدگاه با مدیکو — آوریل 22, 2008 #
کتاب شهریار نوشته ماکیاول رو بخون.
خیلی خوبه.
خیلی.
دیدگاه با مدیکو — آوریل 22, 2008 #
راستی به مرضیه می گم که پی دی اف نشریه رو برات بفرسته.
مثل همیشه نظراتت اهمیت داره!
دیدگاه با مدیکو — آوریل 22, 2008 #
سلام
بسي زياد دير شد…!! مي شرمنده ايم!!!!!
***من از مقدمه و موخره ات خوشم اومد…مطلب رو خوب پرورونده بودي…
فكر ميكنم منظور از جامعه در حال گذار دقيقا همين باشه. همين تاريخي كه با سنت هاش با استبداد زدگيش توي جامعه امروز ما اثر گذاشته و اثر داره و اثر خواهد داشت تا كي؟! تا كي اين گذار به گذر تبديل بشه!!
يا حق
دیدگاه با معصومه — آوریل 23, 2008 #