بوی عیدی!

مارس 18, 2008 at 3:07 ق.ظ | In جامعه, سنت | 35 Comments

بوی عيدی، بوی توت، بوی كاغذرنگی،
بوی تند ماهی‌دودی وسط سفره‌ی نو،
بوی یاس جانماز ترمه‌ی مادربزرگ،

با اينا زمستونو سر می‌کنم،
با اينا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

من می روم به مرکز شهر. کار هر روزه ام باشد شاید.در شهر اما خبر دیگری است انگار. هوا هم چند روزی می شود که صورتم را نوازش می کند …نه آنقدر گرم و نه خیلی سرد. یک آن گمان می کنم “بهشت” که می گویند هوایش باید این جوری باشد. بازارها شلوغتر از هر وقت دیگر. کاری ندارم به نداشتن ها و استرسهای نداری !همیشه برای نداشتن و غصه هایش وقت داریم… همه اما خوشحالند یک جوری ! حداقل جای خوشحالی برای خود باز کرده اند که “بهار” می آید و باز حال و هوایمان بهاری می شود …سبزه های خوشگل و نازی که اگر دست خودم بود دوست داشتم همه اش را بردارم و با خود ببرم و تک تک بدهم دست کسی که دلش سبزه می خواهد بی هیچ کاسبکاری ! سبزه نوید همان خوشحالی آمدن بهار است دیگر !وای! چشمانم حالا افتاده به ماهی های قرمزی که مرا پرتاب می کند به تمام روزهای بچگی ام ! نزدیک عید که می شد به محض دیدن ماهی قرمز نخریدنش محال بود ! نیازی به گفتن نبود که خریدن ماهی قرمز برو برگرد ندارد و از نان شب واجب تر! گفتم روزهای بچگی..روزهای آخر اسفند است و من هم پیک نوروزی به دست وارد خانه می شوم . همه جا تر و تمیز شده چقدر ! نگاهم می رود سمت شیرینی های نخودی که در اتاق پذیرایی روی میز جا خوش کرده اند… مشغول حل پیک نوروزی می شوم، حواسم اما شش دانگ متوجه شیرینی ها ست که مبادا فرصتی را از دست بدهم ! حالا که مامان مشغول کار دیگری شده و برعکسِ من پاک حواسش از اتاق پذیرایی پرت شده، وقت مناسبی است برای ناخنک زدن به شیرینی هایی که هنوز هم طعمشان را دوست دارم.

وسط شهر بودیم انگار…حرف ماهی قرمز که شد افتادم به دوران کودکی.. حرف تو حرف که می آید همین می شود انگار !داشتم می گفتم که حال و هوایمان عوض می شود و بیش از همه بچه ها خوشحالند به هزار و یک دلیل و بزرگترها هم اگر بخواهند می توانند شاد باشند به هزار و دو دلیل ! دلیل اضافه اش بماند .

جایی به گمانم بحثی در گرفته …من هم می روم که ببینم چه خبراست اینجا ؟!نزدیکتر می شوم. حالا بهتر می توانم حرفها را بشنوم. کسی می گوید :”اینها همه اش “خرافه ” است. ما در “سنت” خودمان نداشته ایم . باطل اباطیل است اینها ! سبزه ؟! ماهی قرمز ؟! جمع کنید آقا ! اینها همه اش شرک است.عید ؟! از خودتان در آورده اید لابد ! مگر چه خبر است که عید بگیریم ؟!”…حمید را می شناسم . حالا او حرف می زند…”شما از کدام “سنت” می گویید ؟! باور بفرمایید من خودم خوانده و شنیده ام که اینها همه در “سنت” ما بوده و هست . شما می خواهید سبزه نگذارید خب نگذارید ! اصلا همه اینها شرک ! آمدن بهار و زنده شدن این همه روز خوشحالی ندارد مگر ؟ بدتان می آید بهانه ای جور شود برای دیدن دوستانتان ؟ اقوامتان ؟ اصلا خانواده تان !!اینها با کدام “سنت” جور در نمی آید ؟!”…باز هم صدای مخالف که این بار شدیدتر است. می گوید :” حرف مفت نزن آقا ! اصلا اگر عید هست سفره هفت سین هم هست ! چهارشنبه سوری هم جلوترش باید بگیریم حتما ! زردی من از تو سرخی تو از من ! سیزده به در که دیگر رد خور ندارد . سبزه گره زدن هم از اوجب واجبات است ! اگر سبزه هم زرد شد که دیگر باید رو به قبله بخوابی و به انتظار بدبختی خود در سال آینده بنشینی !”…حالابابک بلند میشه تا حرفهایش را بگوید..”ببین پیری ! این مزخرفاتو بذار درکوزه آبشو بخور ! ما با سفره هفت سین اگه حال کنیم می ذاریم …عشق و صفا می کنیم تو این روزا بزنیم و بکوبیم و برقصیم…چهار شنبه سوری می ریزیم بیرون و تا جا داره می ترکونیم ! سرخی و زردی نمنه ؟!…سیزده به در خواستی بیا پیش خودمون تا بفهمی تو حالیته سبزه گره زدن چیه یا ما !..نصف عمرت بر فناس با این مزخرفات ! برو حال کن بدبخت !”

من اما شنونده ام انگار… باز می بینم و می شنوم حتی این خوشحالی هم بی حرف و حدیث نمانده ! حرفهای همیشگی این یکی را هم بی نصیب نمی گذارند ! باز شکاف! و هنوز هم گذار ! شهر من نه مثل سابق است و نه مثل حال ! چیزی بین این دو !…من اصلا همان ماهی قرمز دوران بچگی ام را می خواهم .ناخنکی هم بزنم به شیرینی های نخودی، دور از چشم مامان !

عشق یک ستاره ساختن با دولک،
ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه،
بوی گل محمدی كه خشک شده لای کتاب،

با اينا زمستونو سر می‌کنم،
با اينا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

تا کنون 35 نظر داده شده »

RSS برای دیدگاه‌های‌ این نوشته. آدرس دنبالک

  1. حالا تو حی برو اینور اونور بگو اول شدم
    چه فایده آخرش هم
    خودم باید بیام بگم اول شدم .

  2. ایول به فرهادت !

  3. سلام
    من چرا اول نمی شوم ؟
    چرا این یک مشکل بزرگه؟

    راستی شماهم دل خجسته ای دارید

    دل خوش سیری چند؟

  4. بوی عید
    اره امسال خیلی با این کلمات موافقم
    دق کردم چند سالی بود که مزه ی اومد عید را تجربه نکرده بودم ولی امسال اصلا یک جور دیگه است.
    من با جملات بابک کاملا موافقم برو حال کن
    انقدر چند وقت بد بین شده ام که از زمانی که دارم لذت نمی برم از این جمله واقعا خوشم اومد.

  5. علی آقوی گل گلاب
    سلام
    سال نو مبارکت باشه
    گل

  6. سلام
    ( شکلک شر مندگی)!
    کلی حرف بود. کلی هم سوژه! اما خب چیزهای دیگری نبود!!
    ***
    چقدر این پست رو دوست داشتم! از همون روزهای بچگی و ناخنک زدن به شیرینی! تا… تا پیک شادی دم عید!! تا هفت سینش و تخم رنگ کردنش که البته حرفش را نزده بودی( جایش خالی بود )!!
    اما این روزها انگار هیچ جیز نیست یا هست یا…شکر!
    …..
    این شادی هم بی حرف و حدیث نمیشود! بی مخالف و موافق! اما به هر حال این بهار است که می آید. کاشمی سبز که نه ، متحول هم نه، لااقل کمی تازه بشویم!
    “من اصلا همان ماهی قرمز دوران بچگی ام را می خواهم .ناخنکی هم بزنم به شیرینی های نخودی، دور از چشم مامان !”
    این قسمت را خیلی دوستش دارم! خیلی فوق العاده بود!
    یا حق

  7. عيد خوبه …حال ميده ..خوش ميگذره ….فقط دوستان به همتون نصيحت ميكنم …مراقب اضافه وزن …زينت هاي صورتتاتون كه به شكل جوش است احيانا ..و به فكر دل و معده بي گناهتون باشيد

  8. ببین لطفا تا بشتر از این سبب خنده یه عده بیکار نشدی،برو این پست رو درست کن.
    نه، می خوام بدونم بوی چی؟؟
    بوی چی؟؟
    بوی توپ؟؟
    آره؟
    بوی توپ؟؟
    با خوش بینی سعی می کنم فک کنم که این فقط یه غلط تایپی ساده ست.مگه نه؟؟
    والا ما که 8 ساله داریم فرهاد گوش می دیم “بوی توت” می شنویم.نه “توپ”
    شایدم گوشای من مشکل داره.نمی دونم.

  9. پستت منو یاد کلی خاطره ریز و درشت انداخت.
    یاد اون سالی که روزی چند بار عیدی هامو قایم می کردم و دست آخر نفهمیدم کجا گذاشتمش و گم شد.الان می تونی قیافه منو بعد گم شدنشون تصور کنی؟
    یا یاد اون پیک شادی های کوفتی.که تا خود سیزده به در آینه دق بود.
    و یاد کفشای نو که اگه می تونستم شبم باهاشون می خوابیدم.و یاد….
    در ضمن مامان من شیرینی رو هیچ وقت جلو ما نمی ذاشت.قایم می کرد.مامان من به دلیل مقتضیات زمانه(یعنی منو خواهرم)شیوه های استتار رو خیلی خوب بلد بود.

  10. در ضمن یه جوری به این بابک حالی کن دفعه آخر با بزرگ ترش این جور حرف می زنه ها!!!!
    رو هر چی پیرزن پیرمرده غیرت دارم حتی از نوع متحجرش.

  11. امیدوارم امسال یه گونی صادق کادو بگیری.
    (شیوه ای غیر کلیشه ای برا تبریک عید)
    امسال غلط دیکته ای از تو دور باد.
    (نوعی دیگر)
    امسال برات پر باشه از رفقای فاب و با مرام.(البته من قصد جسارت نسبت به واردی نداشتم.اسمشو درست گفتم؟به قول ممد ارازل و اوباش.بازم ببخشید.فقط نقل قول بود وبس.)

  12. سلام
    بی اختیار فقط یادش افتادم! شاید واقعا بی علت و بی دلیل!! اما شبیه بود و یادش افتادم!
    ” بوتیک” ! تلخ. تکان دهنده و … تکان دهنده!
    ******
    غیر کلیشه ای گفتنش مقادیری سخته!
    اما آرزو میکنم سال هشتاد و هفتت سالی باشه پر از رضایت و آرامش باشه .
    یا حق

  13. یعنی رسما خواستی تلافی کنیا!
    می خوای غلط دیکته ای بگیری؟
    باشه.
    اشکال نداره.
    حالا این غلط دیکته ای چی هست؟

  14. ایشاا… امسال فاطمه خانم شما،خوشگل خانم شما، خانم خانما هم کلی تپل مپل بشه.سالم باشه.این بچه خواهر ما هنوز به اندازه ای نشده که بشه چلوندش.ولی فک کنم فاطمه خانم شما به این قابلیت رسیده باشه.نه؟خوش به حالت.(با گریه)
    راستی ترجیحا همون “حورا” خوبه.حوراسا خیلی طولانیه!

  15. من اعتقاد دارم
    کوشش هماره برای بهتر شدن
    بهترین شیوه زندگی ست
    سقراط
    (منم بدجور زدم تو خط این جملات ها!!!)

  16. سال نوي پارسي خورشيدي را به همه ي شما دوستان عزيزم تبريک مي گم. اميدوارم از اين فرصت متولد شدن دوباره به خوبي استفاده کنيد و ما رو هم موقع تحويل سال فراموش نکنيد

  17. سلام برادر
    لذتی بردم با جمله ی:«من اصلا همان ………..» می دانی گاهی فکر می کن کاشکی بچه می ماندیم تا خیل یچیزها را نبینیم وشکاف ها را نشنویم و دلمان به رقص ماهی قرمز خوش باشد.
    مامان ما هنوز هم شیرینی نخودی باری عید می خرد وما هنوز هم ناخنک می زنیم می بینی که خیلی هم بزرگ نشدیم .خدا رو شکر. من آپم
    سال خوب و پر برکتی داشته باشی

  18. اراذل که غلط تایپی بود.
    اون محض هم همینطور.
    چون مثلا می خوام سریع بزنم، اینه که در کنارش گند هم می زنم.
    عیدت مبارک.
    فک کردی فقط خودت بلدی آخرین تبریک عید سال 86 رو بگی؟؟؟؟

  19. راستی یه سوال.
    (با گریه)ببین چطوری می شه برا وبلاگ عکس ارسال کرد؟؟؟

  20. sale noie shoma mobarak

    Ali

    سلام
    ممنون از لطفتون.
    منم تبریک می گم سال جدید رو…و امیدوارم سالی باشه همون جوری که خودتون دوست دارین.
    بازم ممنون.

    Ali

  21. خيلي هجل وهفت مي نويسي و يك ماشين توجيه و ….

    Ali

    اسم با مسمایی برای خودت انتخاب کردی!
    این وردپرس یه خوبی که داره اینه که آی پی ها رو نشون میده ! و تابلویه که تو از “قم” هستی !..خسته نباشی!
    همین که به خودت زحمت دادی اینا رو بگی خب خودش خیلیه ! ایول!
    اینو هم باید اضافه کنم که من اصولا تریلی توجیه دارم ! کلاسمو پایین نیار بی زحمت!

    Ali

  22. سلام
    منم حرفت رو کاملا قبول دارم .اما حرف من این بود که این عزیزان بازهم فقط به این فکر کردن که مخالف باشن.باور کن اگه بحثشون سر قضیه قیمت بود من جلوشون جبهه نمی گرفتم اما اونها بحثشون زبان بود.

  23. سلام
    سال نو مبارک
    بییایید اولین خانه ای که در می زنیم در خانه او باشد

  24. سلام علي آقا
    خوبي؟
    آقا بنده تنبلي جهاني هستم حالا مونده تا دستت بياد من چقدر خوبم!!!!!
    سال خوبي داشته باشي.
    آپيدم

  25. سلام علي سال خوبي داشته باشي زياد هم هجل هفت نمي نو يسي در واقع خيلي مواقع خوب مي نويسي

  26. علی عزیز
    سلام
    یادمه اولین باری که شنیدم کسی گفت من عید رو دوست ندارم و هفت سین نمیندازم خیلی برام عجیب بود.باورم نمیشد که کسی واقعا بتونه که عید رو دوست نداشته باشه و هفت سین رو محترم نشماره.حالا هم از اونایی که عید رو دوست ندارن و برای هفت سین ارزشی قائل نیستند بیزارم.بنظرم یه جورایی کم دارند یا اینکه اینقدر گرفتار خودخواهی شدن که حتی حاضر نیستند این جشن بی آزار رو هم تحمل کنن.آخه میدونی زورشون به این همه شیرینی و صداقت و اعتبار و طراوت نمیرسه.به همین دلیل سر ناسازگاری بر میدارن و به قول معروف ساز مخالف میزنن.هر کاری میکنن نمیتونن جلوی این تازه شدن رو بگیرن.
    با خرافه پرستی به شدت مخالفم و نمیتونم خرافه ای رو قبول کنم هر چند که خیلی عرف شده باشه.میگن خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.اینم درست مثل خیلی از اعتقاداتمونه که نمیدونیم باید کجا ازشون استفاده کنیم.گره زدن سبزه به کسی آسیبی نمیرسونه .خدا کنه همه خرافه ها اینجوری بی ضرر باشن.آخ آخ وراجی کردم
    سال نو مبارکت باشه عزیز

  27. خوب شد فرهاد اين ترانه رو خوند كه همه بلاگر ها واسه عيد ازش استفاده كنن………..
    نوروزت مبارك باشه اميدوارم تو سال جديد هم مطالعه ات بيشتر بشه هم آپ كردنت تند تر ….

  28. دیگ به دیگ می گه:ته دیگ(ضرب المثل جدید)
    ببین مگه آخه خودت آپ کردی که به من می گی؟
    نه میخ وام بدونم مگه خودت آپ کردی آخه؟؟؟
    حداقل یه یادداشت از عید که می تونستی بذاری.
    نمی تونستی؟؟؟

  29. سلام ذذوةةىلالارؤؤءءئطكممنتالبييسسشضصثقفعهخ

  30. سلام
    من هم باید اعتراف کنم این متنتون از اون متنهای فوق العاده تون بود…مرسی

  31. وهمین طور باید بگم که شعر اول و آخر خیلی قشنگ به متن ربط داده شده بود ….بازم مرسی

  32. راستی می دونستید من هم عاشق شیرینی نخودی هستم؟

  33. در ضمن شیزینی نخودی مشهدی است بهتر است بنویسیم شیرینی نخودچی :دی

  34. سلام
    نظرت در مورد آپ کردن چیه برادر؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!

  35. سلام
    شما دیگه چرا؟؟!!
    اینجا که زود به زود آپ میشد!!
    بسی بعید میباشد!!
    یا حق


دیدگاه‌تان را بنویسید:

XHTML: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.