قلعه حیوانات
فوریه 11, 2008 at 7:42 ب.ظ | In کتاب | 31 Comments“قلعه حیوانات” نوشته “جرج اورول” رو امروز خوندم…راستش تا الان نخونده بودم این کتاب معروفو !…وقتی به آخرای کتاب رسیدم حالتی که داشتم _روم به دیوار گلاب به روتون_ یه جور حالت تهوع بود !…سیاه بود چقدر !..درد آور، سوزناک و شاید واقعی !
“…منظور از انقلابی که میجر پیر تخمش را در ذهن آنها کاشت وحشت و کشتار نبود.اگر خود او تصویری از آینده را مجسم می کرد، تصویری بود از اجتماع حیوانات در امن از گرسنگی و شلاق، در تساوی، و هر کس فراخور ظرفیت خود کار می کرد و قوی حامی ضعیف بود.در عوض نمی دانست چرا به روزی افتاده بودند که کسی از وحشت سگهای درنده جرات اظهار نظر نداشت و ناظر تکه پاره شدن دوستانش و شاهد اعترافات آنها به جنایاتشان بودند.فکر طغیان در سرش نبود.می دانست با تمام شرایط موجود وضعشان بهتر از زمان جونز است، و مهمترین کار جلوگیری از بازگشت بشر است.می دانست باید وفادار بماند،بیشتر کار کند ،دستورات را اجرا کند و پیشوایی ناپلئون راقبول داشته باشد.اما منظور از رنجی که او و سایر حیوانات برده بودند این نبود.به این منظور نبود که آسیاب بادی را ساخته بودند و خود را هدف گلوله های جونز قرار داده بودند.افکار کلوور این بود، هرچند قادر به بیانش نبود …”
فرصتی دست داده بود که متن اصلی کتاب هم دم دستم بود هر چند من کجا و متن اصلی کجا؟!..اما گاه وقتی نگاهی بهش انداختم…نسخه های چاپ شده این کتابو که دیدم نوشته بودن داستان مربوط به انقلاب روسیه اس!!.ولی من هیچ کجا ندیدم حتی تو متن اصلی چیزی در مورد انقلاب روسیه گفته باشه !!!….مثلا یکی از این نسخه ها چکیده داستانو این جوری تعریف می کنه :
“در اين داستان، مزرعهي “ارباب جونز” دستخوش شورش و انقلاب ميشود تا بساط ظلم انساني نسبت به حيوانات برچيده شده جامعهاي بر اساس عدل و داد و برابري پديد آيد. حيوانات در ابتداي امر با شور و شوق فراوان ميكوشند تا چنين نظامي را پديد آورند، اما به تدريج خوكها در راس آنها “ناپلئون” (خوك قدرتطلب) منشور انقلاب را زير پا گذاشته همجنسان خود و ساير حيوانات معترض را از ميان برداشته ضمن برقراري ديكتاتوري، نظامي به مراتب غير عادلانهتر و دهشتناكتر را به نفع خويش و اربابان سودجو و معاملهگر به وجود ميآورد. اين داستان بر اساس انقلاب روسيه و سوء استفادهي “جوزف استالين” از قدرت، به رشتهي تحرير درآمده است. داستان، نمايانگر اين است كه تمايل انسان به قدرت مانع از شكلگيري جامعهي بيطبقه ميشود. هريك از حيوانات اين داستان، نمايندهي تيپ يا طبقهي خاصي از اجتماع هستند. خوكها همان بلشويكها هستند كه كارشان خواندن، نوشتن، و سازماندهي ساير حيوانات است. “ناپلئون” همان “استالين” است و “اسنوبال”، نقش “تروتسكي” را ايفا ميكند. “بوكسو” اسب زحمتكش نيز نمايندهي طبقهي كارگر است.”
در حالیکه به نظرم درست تر اینه که چکیده داستان این جوری نوشته بشه :
“در آغاز كتاب، يك گروه از حيوانات مزرعه صاحب انسان خود را كه با آنها رفتار بسيار بدي داشته است از مزرعه بيرون ميكنند و يك جامعهي جديد و برابر ايجاد ميكنند. اين جامعه ايدهآلهاي بزرگ و مهمي دارد كه هدف آن بهبود شرايط تام حيوانات است و يك سري قوانين به نام هفت قانون در آن ايجاد ميشود كه همگي سعي ميكنند بر اساس آن زندگي كنند. مهمترين اين قوانين اين است كه همهي حيوانات برابر هستند. اين داستان توصيف ميكند كه چگونه ايدهآلها به تدريج ناپديد ميشوند و به دنبال آن چه اتفاقاتي به وقوع ميپيوندد”.
چقدر رقت برانگیز و تاسف بار بود….مخصوصا سرنوشت “باکسر” !!…بعضی برابرترند !
کسی می دونه کتاب واقعا در مورد انقلاب روسیه بوده یا نه ؟!
31 دیدگاه »
خوراک RSS دیدگاههای این نوشته. شناسهی دنبالک
دیدگاهتان را بنویسید:
وبنوشت در وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.


اول؟؟؟؟؟؟
دیدگاه با سپیده — فوریه 11, 2008 #
عجب سعادتی قسمتمان شد؟؟با اجازه مدیکو و ممد و اغیار……
دیدگاه با سپیده — فوریه 11, 2008 #
با اجازه ممد و ودیکو اغیار…..
دیدگاه با سپیده — فوریه 11, 2008 #
باورم نمیشه….
دیدگاه با سپیده — فوریه 11, 2008 #
خب در مورد نظر شخصیتون باید بگم که دقیقا مدیکو بر خلاف شما میگه از این چیز ها رد بشم و وقت نگذارم روش…. به ساز کدومتون برقصم؟؟؟
دیدگاه با سپیده — فوریه 11, 2008 #
چرا هر چی مینویسم میپره؟؟
دیدگاه با سپیده — فوریه 11, 2008 #
در مدر عکس ایشان خود زاپاتا هستند
دیدگاه با سپیده — فوریه 11, 2008 #
الو؟؟؟؟
دیدگاه با سپیده — فوریه 11, 2008 #
با عرض سلام
ممنون از اینکه سر زدید .
حاد که چه عرض کنم امونم بریده
دیدگاه با مجاهد — فوریه 11, 2008 #
سلام
می گم خوب شد یه عده زود به زود آپ کنن تا یه عده دیگه هم این کارو یاد بگیرن.
نظر شما چیه؟؟؟
دیدگاه با مدیکو — فوریه 11, 2008 #
البته اصولا همه از من تقلید می کنن.
اشکالی هم نداره.
تا باشه از این تقلیدها باشه!!!
دیدگاه با مدیکو — فوریه 11, 2008 #
قلعه حیوانات!!!
این کتاب خیلی زیباست.
اما خب به نظر من جای بحث هم داره!!!
دیدگاه با مدیکو — فوریه 11, 2008 #
درسته که ارزش ها نابود می شن و این یک اصل غیرقابل انکاره،ولی تصور می کنم یه نسخه رو نمی شه برا همه پیچید.
دارم بازم می گم،منظور من در جزئیاته.
فردا دوباره نیای دبه کنی و …..(می شوخیم،جدی نگیرید!)
دیدگاه با مدیکو — فوریه 11, 2008 #
ما تصور می کردیم در عمرمان تنها با یک خرخون آشنا شدیم،ولی زهی خیال باطل.
ممد آقا روی هر چی خرخونه کم فرمودند.
دیگه خدایی ،آدم برا یه امتحان که وبلاگ تعطیل نمی کنه،می کنه؟؟؟
دیدگاه با مدیکو — فوریه 12, 2008 #
آهان راستی اینو هم بگم که مطلبتون بسیار زیبا بود.
خیلی به جا بود.
شما هم به این شیوه زود به زود آپ کردن عادت کنید.
خوبه.
اگرم در این خصوص مشکلی داشتید،می تونید از ما بپرسید.
دیدگاه با مدیکو — فوریه 12, 2008 #
در ضمن می شه بگی اگه این کتاب رو برا روسیه ننوشتن پس برا کدوم کشوره؟؟؟
****
به سپیده خانم:
سپیده جون به ساز هیچ احدی توجه نکن.قطعا اون چیزی که تو صلاح می دونی بنویسی و اون چه که صلاح می دونی ننویسی بهترین چیزه.
مگه می شه دستپخت سپیده بد بشه؟؟؟
و یه چیز دیگه اینکه بسی ناراحت شدیم که دیر جنبیدیم و مقام اول را در کامنت از دست دادیم. ولی اشکالی نداره.به قول معروف دوستان به جای ما!!
دیدگاه با مدیکو — فوریه 12, 2008 #
شاهکار؟؟؟؟
عمرا!!!!
باز اکس زدی شما؟؟؟؟
خوبه همین چند وقت پیش باختینا!!!
دیدگاه با مدیکو — فوریه 12, 2008 #
نمی شه اینطوری هم گفت.
منظورم روسیه است.
خب توقع که نداری تو کتاب اشاره مستقیم بشه.داری؟؟؟
تازه شم،ما چند تا انقلاب داشتیم؟
قاعدتا باید مال روسیه باشه یا مال فرانسه.
دیدگاه با مدیکو — فوریه 12, 2008 #
ولی وقتی به شکا تمثیل اومده از اون اسبه اسم برده،شاید زیادم دور از ذهن نباشه بگیم مال روسیه است.
از جهتی،چه فرقی می کنه؟؟
فرق می کنه؟؟؟
واقعا فرقی داره؟؟؟
دیدگاه با مدیکو — فوریه 12, 2008 #
می گم خوب حال می کنی هی داره کامنتات زیاد می شه ها!!!
(چقدر من رو دارم.خوبه تو هم داری هی جواب می دی )
دیدگاه با مدیکو — فوریه 12, 2008 #
باختن عالمی داره؟؟؟؟
باختن عالمی داره؟؟؟؟
خب شد این یارو(ستاره قطبی)گیر شماها اومد.
وگرنه من موندم بدون اون چی کار میخواستین بکنین.
بعدشم مگه شماها تازگی مساوی نکردین؟؟؟
دیدگاه با مدیکو — فوریه 12, 2008 #
حالا اگه ما هم می بازیم همش به خاطر بد شانسیمونه و بس.
اون از اون حجازی که پدر تیمو دراورد،اینم از این یکی!
البته این یکی خیلی بهتر از اون یکیه!
(مقادیری پیچیده شد.توجه نکن.)
دیدگاه با مدیکو — فوریه 12, 2008 #
اولا که به نظر من درس نیست انقلاب انگلستان رو وارد این بای کنی.هر چی باشه اون انقلاب صنعتیه.
درسته که اثرات به شدت زیادی در زندگی اجتماعی گذاشته اما اول آخر نه به اندازه یه انقلاب که از اول قصدش تغییر سیاسی و اجتماعی از پایه و بنه.
دیدگاه با مدیکو — فوریه 12, 2008 #
درسته که انگاستان انقلاب داشته،اما این انقلاب،بعد صنعتی داره.
قبول دارم که این بعد صنعتی در زندگی اجتماعی به شدت تاثیر گذار بوده،اما به نظر من خودت هم با یه مقایسه کوتاه بین موضوع و شرایط در کتاب و انقلاب صنعتی انگلستان متوجه می شه شاید درست نباشه انگلستان رو جزء انقلاب تمثیلی توی کتاب محسوب کنیم.
دیدگاه با مدیکو — فوریه 12, 2008 #
در مورد آمریکا هم باید بگم که بهتر نیست اسم اونو بذاریم اصلاحات آمریکا تا انقلاب آمریکا؟؟؟
دیدگاه با مدیکو — فوریه 12, 2008 #
کتاب قلعه حیوانات به معنای واقعی انقلاب بود.
نه اصلاحات.
پس گزینه آمریکا می تونه حذف بشه.
البته نه به اندازه شدت حذف گزینه انگلستان.
دیدگاه با مدیکو — فوریه 12, 2008 #
در مورد چین هم باید بگم که،انقلاب چین تحت تاثیر انقلاب روسیه ست.
می تونیم برای اختصار انقلاب چین و روسیه رو یکی بدونیم.
چطوره؟؟
دیدگاه با مدیکو — فوریه 12, 2008 #
سلام بيزينس
ممنونم از حضورتون يعني مرسي كه سر زدين
ميخواستم خبرتون كنم اما ادرستون و نداشتم
باز هم به وب من بياين
موفق باشي
(اميدوارم كامنتم ارسال بشه
ان شاءالله)
دیدگاه با جام باده — فوریه 12, 2008 #
هوررررررررررررررراااااااااااااااااااااااااا
ارسال شد
موفق ابشي
دیدگاه با جام باده — فوریه 12, 2008 #
سلام
من این کتاب را انگار خیلی وقت پیشا خوندمش نمی دونم انگار چیزی هم نفهمیدم و نیمه کاره رهاش کردم .
موفق باشید
دیدگاه با مرضیه — فوریه 13, 2008 #
بله. جورج اورول در این داستان سرنوشت انقلاب ها رو با الهام از انقلاب روسیه به تصویر کشیده و نقد کرده. حالا اینکه چرا می گن با الهام از انقلاب روسیه, به این علت هستش که 1. جورج اورول انگلیسی بوده! 2. جورج اورول روزنامه نگاری بوده که همیشه کمونیست ها رو مورد نوازش قرار می داده و همیشه ارادت خاصی! به بلوک شرق , کمونیست ها و شوروی داشته. 3. اصلاً تابلو هست این کتاب داستان انقلابه دیگه!
دیدگاه با محمّد — فوریه 22, 2008 #