کتاب چی؟

دسامبر 20, 2007 at 8:36 ب.ظ | In کتاب | 23 Comments

“انقلاب و بسیج سیاسی”

مفهوم انقلاب در این کتاب به معنای نوع بسیار خاصی از منازعه سیاسی است و هدف کتاب بر خلاف جامعه شناسیهای خشونت و عمل جمعی، حل کردن پدیده انقلاب در مقولات عامتر نیست.لذا کوشیده شده پدیده انقلاب را از سایر پدیده های هم خانواده مانند کودتا،شورش،قیام،تجزیه طلبی و…جداکند. دکتر بشیریه پس از تمیز پدیده انقلاب از پدیده هائی که از برخی جهات همانند آن هستند،مهمترین تئوریهائی را که درباره معنا و علت این پدیده عرضه شده بررسی می کند.بحث از طبقات جدید،پیدایش گروههای روشنفکری و ایدئولوژیهای انقلابی بحث مرکزی مهمترین تئوریهای انقلاب را تشکیل می دهد.

گذشته از این در این کتاب به بررسی نتایج کوتاه مدت و دراز مدت انقلابات و رابطه انقلاب با نظام بین الملل و انواع انقلابها به ویژه انقلابهای کلاسیک و مدرن و تفاوتهای آنها در رابطه با نتایج انقلاب پرداخته شده است.

بنا بر آنچه نویسنده تاکید می کند این نوشته بحثی نظری را درمورد انقلاب مورد توجه قرار داده و تنها گاهگاهی برای تایید برخی نکات نظری به صورتی مجمل به تاریخ برخی از انقلابها اشاره شده است که درباره آنها منابع معتبری دردست است.

***

کتاب در پنج گفتارساماندهی شده است که عبارتند از:”در مفهوم انقلاب” ، “تئوریهای انقلاب” ، “وضعیت انقلابی و بسیج سیاسی” ، “کشمکش قدرت و بسیج پس از انقلاب” ، “نتیجه انقلاب”.

انقلاب و بسیج سیاسی

حسین بشیریه

انتشارات دانشگاه تهران

چاپ دوم:1374

193 صفحه

مرتبط:

دکتر بشیریه از ایران رفت.

23 دیدگاه »

خوراک RSS دیدگاه‌های‌ این نوشته. شناسه‌ی دنبالک

  1. سلام
    قبل از این که نظراتم رو شروع کنم.
    گفتم بیام اولین کامنت رو بدم بعد…

  2. اول در مورد پستت بگم:
    یانگوم کو؟؟؟
    بابا ما اومدیم به امید یانگوم جان.
    حالا ما یه چیزی گفتیم شما هم جدی گرفتی و آپ کردی؟
    اینه رسمش؟
    من یانگوم می خوام.
    اولش فک کردم یه کتاب در باره یانگوم می خوای معرفی کنی.که اسمش اینه:«تئوری انقلاب یانگوم»

  3. راستش کمبود کتابی که به بررسی وجودی و ذاتی انقلاب بپردازه جدا برا خود من یکی حس می شد.
    خیلی گذرا به کتابایی که درباره انقلاب باشه نگاه کرده بودم اما حقیقتش همه کتابایی رو که یه نگاه کرده بودم متفاوت بودن از این تعریفی که تو از این کتاب ارائه کردی.جای خالیش واقعا حس می شه.
    مخصوصا اونجا که گفتی نظری به انقلاب پرداخته و خودش رو بررسی می کنه.خیلی خوبه که به سرنوشت انقلاب ها هم پرداخته.

  4. لازمه یه تبریک ویژه هم بگم که انقدر با موفقیت ابعاد مختلف ذهنیت رو به نمایش می ذاری.
    منظورم اینه که خیلی خوبه که تنها و تنها به یک بعد و به یک موضوع خاص نمی پردازی.
    خیلی خوبه که مثل خیلی از وبلاگ ها قالب نمی گیری.
    ادامه بده به این روش

  5. 1-خیلی دلم می خواد این فیلم کوتاه رو ببینم.منظورم طوفان سنجاقکهاست.
    می بینی تو رو خدا میان از رو سبک ما فیلم می سازن بدون اینکه حق کپی رایت بدن.من از کارگردانش می خوام شکایت کنم.نه نمی شه باید شکایت کنم.ولم کن می خوام برم.ول کن.نه باید برم.یعنی چی آخه.
    2-در مورد گیومه تقریبا حرفامو زدم (گرچه نصفشو داشتم تو خواب می گفتم!)می دونی نکته قابل توجهی گفتی اما من هنوز تصور می کنم باید گیومه رو می ذاشتم فقط وفقط به خاطر اینکه نشون بدم این افکاری که در باره اون بچه فال فروش به سراغ نویسنده میومده یه جور افکار پس زمینه ذهنی بوده.هممون هم تجربش کردیم.تو داری در باره یه موضوعی حرف می زنی یا حتی فکر می کنی بعد یه موضوع دیگه میاد تو صفحه مغزت که وسط در وسط مغزت نیست بیشتر یه جور اون کناراست ولی تو داری به اونم فکر می کنی.و اگه موضوع قابل توجهی باشه یا تو رو پله پله به سمت دیگه می بره یعنی کم کم میاد وسط ذهنت یا نه خیلی گذرا ازش رد می شی و موضوع بعدی میاد.من می خواستم دقیقا درک بشه که این افکار با اون حرفای نویسنده با خودش یعنی همون خبرا و تفسیر خیلی کوتاه خبرا فرق داره و دنباله اون حرفا نیست بلکه یه جور همزمانی با اون حرفاداره یا یه همچین چیزی.
    (در ضمن ببخشید که پس زمینه ذهنی رو تعریف کردم.احتمالا حضرت سلطان این رو خودشون می دونستن.)

  6. اما شاید این گیومه ها به قول تو حوصله مخاطب رو سر ببره(در لفافه گفتی خودم فهمیدم)اما باور کن معادل مناسب تری به ذهنم نیومد.
    3-تفسیری که از مطلب کردی نزدیک ترین تفسیر بود به اونچه که من می خواستم بگم.
    چقدر قشنگ گفتی:«قربان اشک هایش و این طبع بلندش که در زیر باران ….»یه لحظه خودم رفتم تو حس.خیلی زیبا بود.
    4-راستش خودمم به فرم گفتن این خبرا ،اینکه چطوری باید تقاطع جمله بندی درست کنم،اینکه چطور از خبر بپرم تو موضوع اصلی و برعکس،اینکه خبرا چی باشن…روز قبلش یه خورده فک کرده بودم اما حقیقتش به نظرم اومد اینطوری بهتر باشه اینکه خبرا حتی به شدت پراکنده باشه.باورت می شه یکی از خبرایی که توی کاغذ یادداشت کرده بودم برای این کار این بود:ورود چندین هزار گوسفند به تهران برای مراسم قربانی.
    که بدم نمی اومد که استفادش کنم اما جایی براش پیدا نکرده بودم.هدفم از پراکندگی خبراها این بود که ما چقدر ذهنمون و اطرافیانمون درگیر موضوعات خودشونن.هر کس به هر نحوی.هر کس توی هر زمینه ای.به هر شکلی و این وسط یه چیزی که خیلی مهمه.خیلی مهمه گم شده.یه چیزی به اسم بی پناهیه یه بچه.اشکهای یه بچه.حقارت یه بچه.بچه ای که یه روز قراره آینده ساز این مملکت بشه.بچه ای که معلوم نیست شاید یکی از اوباش فردا باشه شاید یکی از اعدامی های قتل باشه.کسی چه می دونه.مگه وجود یه انسان چقدر می تونه حقارت و تضاد رو تحمل کنه؟

  7. از اون گذشته با اون شرایطی که مشغول نوشتن بودم منظورم خستگی و دیروقتی و خطر مرگ به تنها چیزی که فک می کردم این بود که تمومش کنم.خودمم احساس می کنم که یه بند آخرش یه جورایی سره هم بندی بود.ولی به معنای واقعی داشتم کف می کردم.(گرچه بحث اون شب انقدر مفید بود که فک می کنم می ارزید)

  8. ما در پوست خودمان نمی گنجیم که سلطان از نوشته ما راضی بوده است.مگر یک رعیت چه آرزویی در سر می پروراند جز اینکه سلطان از مطلبش راضی و خوشنود باشد؟
    در ضمن به شدت وقت گذاشتی.
    واقعا مرسی.
    یه چیزی جا موند بگم.شاید اگه فکر بیشتر و وقت بیشتر پشت این مطلب بود می شد امیدوار بود که خبرها رو اونطور که گفتی بچینم.به نظرم باید خیلی جالب می شد.
    داشتم می گفتم که به شدت وقت گذاشتی.دیگه مویی نموند تو اون ماست.خیلی خیلی ممنون.

  9. بین بچه های اکابر شایع شده معلم جدید اکابرمون یه سلطونه.می گم
    نکنه…
    نکنه…
    نکنه شما باشی؟

  10. یه چیزی رو یادم رفت بگم:تو نشریه
    غلط دیکته ای داریم.
    خوبشم داریم.
    غلط دیکته ای داریم تپل.
    من آشغ قلت دیکطه عی حثطم.
    لتفن برای طولدم یه گونی پر عظ قلط دیکطه عی بیارید.

  11. یعنی یه روزی می شه من یه غلط دیکته ای از تو بگیرم؟

  12. سلام
    11 تا کامنت پشت سرهم! مرسی مدیکو!!!
    رسما یادم رفت چی میخواستم بگم!!
    ******
    ممنون از معرفی کتابت! باید خوند، دراولین فرصت …
    این معرفی اش که تهییج کننده بود.
    ***
    یلدا مبارک
    بیا منم آپم!
    یا حق

  13. لینک دکتر بشیریه رو خوندم!
    چی میشه گفت! فعلا که دور دور پروندن استاد هاست!!
    یا حق

  14. اولا بگم که من میتونستم اول بشم ولی واقعا حسش نبود حالا اومدم می بینم این اجانب جای ما رو اشغال کردن، اشکال نداره بزار خوش باشن…
    بشیریه رفت که رفت! خوشبحالش تو اگه واقعا دوسش داری خوشحال باش چون رفته آمریکا تازه یه حالی از زندگی بعد این همه سال ببره…خووووش باشه!
    دیدی که بجای حفره فیلم مسخره بازی خمسه رو پخش کردن، البته شاید من اشتباه کردم و همون تکرارش بوده که من دیدم! بهرحال…
    کارت دارم…

  15. خیلی سیاسی بود ننه
    به درد ما بی سوادا که نمی خوره
    همون از ما بهترون علوم سیاسی بخونن
    ما میچسبیم به هند و سر کار گذاشتن مردم…

  16. عام نبود نوشته تون………….

    دور از شوخي
    پستهاي غيرسياسي برام جالب تره!

  17. دوباره سلام
    شعر با مزه ای از توش در اوردی
    بابا شاعر
    بابا هنرمند
    بابا خرخون(ببخشید اشتباه شد جاش اینجا نبود)

  18. هیچ خبری نیست
    فعلا شهر در امن و امان است
    پدر …..بسوزه؟؟؟
    نه بذار اونم خوش باشه.

  19. غلط دیکته ای می خوام.

  20. چرا آپ نمی کنی؟؟؟
    آپ کن دیگه.
    آپ کن.
    آپ آپ آپ آپ آپ آپ آپ آپ آپ آپ آپ آپ آپ آپ آپ آپ آپ کن .
    الان دقیقا متوجه منظورم شدی؟؟؟؟

  21. این مدیکو شما را کلافه نکرده؟ خودش یکم ….. تا همه را مثل خودش نکنه راحت نمی شه .
    من دیر رسیدم قبول نیست .

    دفعه ی دیگه وقتی آپ کردید به من هم خبر بدین . من تا حالا اول نشدم خیلی ناراحتم.
    من آپم.
    پاینده باشید.

  22. هند قسمت دوم آپ شد……فک کن….

  23. سلا م.را ستش من دو وا حد انقلا ب و ريشه ها دا رم،22 دی هم همزما ن با مديريت منا بع انسا نی امتحا نشو دا رم،در ضمن ترم آخر هستم.
    ميگم من اين پست رو بخونم انقلا بم پا س ميشه ديگه ها؟چيزی دست کم ازون کتا ب ورق خور ده من ندا ره نه؟
    به من هم سر بزنيد دوست عزيز
    عيد ولا يت بر شما مبا رک


دیدگاه‌تان را بنویسید:

XHTML: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

وب‌نوشت در وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.