حرف اول

نوامبر 15, 2007 at 8:56 ب.ظ | In حرف دلم | 6 Comments

از همان آغازين روزآفرينش٬آدمی نيازمند و محتاج ارتباط آفريده شد ونياز ارتباط با محيط پيرامون در سرشت آدمی از سوی پروردگار به وديعه نهاده شد.هم از اين رو بود که آدم در مقابل حوا و حوا ازبرای آدم پا به عرصه وجود نهادند و شايد نتوان هيچ تقدم و تاخری در خلقت هر يک قائل شد مگر تقدم و تاخری اعتباری و نه حقيقی!و از سويی ديگر و البته در مرتبه ای بالاتر بنيان ارتباط ميان خالق ماورايی و مخلوق مادی نيز نهاده شد.

در گذر روزهای هميشه زودگذر دنيا پديده های متفاوت و گاه متضادی به وجود آمدند و می آيند و البته کم نبودند آنهايی که به همان سرعت که آمدند٬از ميان رفتند ٬بی آنکه حتی نامی يا نشانی از آنها باقی مانده باشد. اما آنچه هماره باقی مانده و خواهد ماند همان تعامل و ارتباط ميان وقايع مختلف از سويی و ارتباط ميان انسانها از طرف ديگر است که عمری به درازای روزهای خلقت آدمی دارد اين ارتباط!از اين جهت است که دستاوردهای تمدن بشری در جهت خدمت به آن به کار گرفته می شود تا دستيابی به آنچه که همواره خواست نوع آدمی بوده وهست تسهيل و آسان شود.

دنيای ارتباط مجازی را مجازا٬مجازی ناميده اند که در واقع دنيايی است حقيقی!زيرا آنچه را که خواست انسانها در جهت تعامل با يکديگر است٬برآورده می کند و اساسا اين ارتباط همانی است که آدمی درپی آن می کوشد…ارتباطی خالص و صرف نظر از پيرايه ها و زنگارهای خود ساخته اين دنيايی!رابطه ای برای خود رابطه!نه چونان گفتار يک طرفه خطيبان از سويی و اوامر و احکام مستبدين از طرفی ديگر و نه همانند جنجال گفتگوهای تبليغاتی اجتماعات دل فريب٬که از جنس گفتمانی دو سويه و با تکيه بر فهم و درک طرفين در جهت انتقال آنچه می خواهند به ديگری بگويند و آنچه آرزوی آموختنش را از آن يکی دارند..اما در بيرون از اين دنيا٬دنيايی است که مجازا حقيقی نامگذاری شده است!!آنجايی که زندگی شهری با تمام اقتضائات مزخرفش انسانها را در ظواهر فرو برده و آنچنان محو زر و زيورش گشته اند که گويی انسانيت انسان را در جای ديگری جز گوهر وجودی اش می جويند غافل از آنکه جز وجود انسان در اين دنيا که مخلوق و نشات گرفته از آن حکيم مطلق است بقيه همه ظاهرند و ديگر هيچ!!

آنچه را که تجربه بشری تحت عنوان ارتباط مجازی(به نگاه من حقيقی)در اختيار انسان نهاده کمترين کاری است که در جهت بازگشت به آرزوی ابتدايی انسان انجام داده است.گو اينکه دنيای ارتباط مجازی نيز از آنجا که دستاورد تجربه بشری است خالی از نقايص و سوءاستفاده های افراد نوع بشر نيست ولی دست کم با خود اين خاصيت را به همراه داشته است که ارتباط ميان انسانها بدون در ميان قرار گرفتن ظواهر و متعلقات مادی که بر مبنای فکر و عقایدشان برقرار شود..و اين دنياست همان دنيای حقيقی!!

——————————————————————

۱)بار اولی نیست که تصمیم می گیرم وبلاگی داشته باشم !..شاید این چهارمین باشه !حتما زیادی تنبل بودم که از اولین وبلاگ تا این یکی ۴ سال می گذره و من تازه باید بگم نقطه سر خط!..حتی الآن که فکر می کنم یادم نمی یاد وبلاگ اولم کجا و چی بوده!!…فرق این یکی شاید این باشه که این بار حتی فکرشم نمی کردم بخوام وبلاگی داشته باشم!اونم الآن که به نسبت قبل شاید سرم شلوغترباشه!…و معمولا هم همین جوری بوده البته! اینکه وقتی فکرشو نمی کنم کاری رو انجام می دم!..شایدم قراره این یکی هم به سرنوشت اسلاف خودش بپیونده و فرجام کارش شبیه اونا باشه !و این یکی هم دولت مستعجل!..چنین مباد !
۲)اینجا رو ممد بهم معرفی کرد!..قبل از این قرار بود بلاگفا باشم !اما ممد از معایب بلاگفا از یک طرف و محاسن اینجا ازهمون طرف حرف زد !..الآن که یه خرده کار کردم می تونم تا حدودی مزایای اینجا رو نسبت به بلاگفا بفهمم !..اینجا رو ممد به عنوان کادوی تولدم!!؟ معرفی کرد!..ولی شما بگین الآن اسفند شده یعنی؟….دست درد نکنه ممد جان !…البته نا گفته نماند که دوست دیگری هم در فکر ایجاد دوباره وبلاگ موثر بود !..ممنون!.. و ناسپاسی است اگر از دوست دیگرم نامی برده نشود…سپاس!.. (الآن از اینکه این همه قدر شناس بودم تو پوست خودم نمی گنجم)
۳)قبل از این ترجیح می دادم ناشناس بنویسم که در هر صورت خوبیهای مختص خودشو داره این ناشناس بودن!…نمی تونم با قطعیت بگم که ناشناس نوشتن بهتره یا وضعیتی که الآن و اینجا دارم!…ولی می تونم حدس بزنم شاید با این وضع بعضی مواقع مجبور بشم دست به عصا حرکت کنم !..اگر چه این چیزی از کله شقی من کم نمی کنه!
۴)مزخرفاتی که اینجا قراره نوشته بشه بیش از هر دلیل دیگه ای برای اینه که اگه فردا خواستم دیروزم رو به یاد بیارم به امروز نگاه کنم !…اگر هم این صد من یه غازها مورد توجه دوستانم قرار بگیرد لطفی است مضاعف و مزید امتنان من !
۵)آنچه خواهم نوشت مثل خود زندگی هیچ قانون مشخص و شکل و شمایل از پیش تعیین شده ای نداره!..شاید چیزی مثل کشکول !..امیدوارم اینجا نورسیده ناکام نباشد !..وکسی هم حکم نکند بر اینجا نمرده به فتوایش نماز کنند !..آمین !

 

تا کنون 6 نظر داده شده »

RSS برای دیدگاه‌های‌ این نوشته. آدرس دنبالک

  1. خب حالا شد یه چیزی!
    نوشته ات هم یکم غلظتش بالاست، برای بی سواتایی مثل من سنگینه مگه بدرد ننه سپیده بخوره…!
    بازم تبریک…نزاری چراغ وبلاگ خاموش بشه ها…آفرین پسرم!

  2. ننه اینجا کجاست؟؟
    آره یادش خیلی بخیر مادر

  3. راستی حسین میگه تو که پرسپولیسی هستی چرا اینجا آبیته؟؟(البته این سوال برای من هم پیش آمده بود ننه)

  4. سلام
    تبریک برای وبلاگ
    اگه با همین قلم ادامه بدی می شه پیش بینی کرد که وب نویس موفقی خواهی شد.

  5. سلام
    از اینکه دوباره شروع به نوشتن کردید خوشحالم .
    امید وارم این دفعه دیگه فراموشی بهتون دست نده و وب لاکتون را از یاد ببرید.
    راستی بابت کمک هایی که به من کردید ممنونم.

  6. السلام عليك يا علي ابن باباش
    كيف حالك؟
    هذا بنجمين دفعه كه انا آمدم و الكامنت الجذاشتم و ان قطع الاينترنتي.
    ان العيونك لا تصوير.يعني مشكلاتن عظيما.زيرا التوپ القلقلي والهمانا كه ميخواستي ان في اليد الطفل الصغير كه انه نشستتن في الجلو الجماعت كه انهما حضورا في الدرياجه البريشان.
    ان المطلب عظيمي كه انا تاكيد فور يو همانا الجذب المتون الدراماتيكي للاصغار و يا للاكبار.
    الواضح كه بس از دريافت متون الدراماتيكييون از يو انا همانا هللو و كللو كه آي البنازم ناز شستت كه سندينگ توو ميي المتنون الدراماتيكي.هل يو هو متن الدراماتيكي؟؟؟هل؟هل؟انت صاحب المتون الفراوان؟انا المنتظر جون آقات يه كاري افعل.شكرا جزيلا


دیدگاه‌تان را بنویسید:

XHTML: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.